
شهریار در اشعار دیگر شعرا :هوشنگ ابتهاج : ترانه ی غزل دلکشم مگر نشنفتیکه رام من نشدی آخر ای غزال رمیدهخموش سایه که شعر تو را دگر نپسندمکه دوش گوش دلم شعر شهریار شنیدهنیما یوشیج : رازی است که آن نگار میداند چیسترنجی است که روزگار میداند چیستآنی که چو غنچه در گلو خونم از اوستمن دانم و شهریار میداند چیستبیژن ترقی : به شهریار بگو شهریار میآیدد...
ادامه مطلب
به من بگو، بگو،چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟ به من بگو، بگو، چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟ من از درخت زاده ام تو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختها به من بگو، بگو، درخت را که زاده است؟ مرا ستاره زاده است تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد به من بگو، بگو، ستاره را که زاده است؟ ستاره را، درخت را تو زاده ای تو ای که گفتنت پریدن پرنده هاست به من بگو، بگو، تو را که زاده است؟ از رضا براهنی ........................... من نمی دانم پشت شیشه ها، زیر برگان درختان این چه آوازی است می رانند عاشق های قایقران به سوی من؟ این چه آوازی است می خوانند به سوی من؟ و نمی دانم کنارم زیر ابر آتشین نور کیست می خندد چو مستان در سکوت شب به سوی من؟ کیست می گرید چو مجنون در پنا...
ادامه مطلب
استاد شهریار :برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردمحیف از آن عمر که در پای تو من سر کردمعهد و پیمان تو با ما و وفا با دگرانساده دل من که قسم های تو باور کردمبه خدا کافر اگر بود به رحم آمده بودزان همه ناله که من پیش تو کافر کردمتو شدی همسر اغیارو من از یار و دیارگشتم آواره و ترک سرو همسر کردمزیر سر بالش دیباست تو را کی دانیکه من از خار و خس بادیه بستر کردمدر و دیوار به حال دل من زار گریستهر کجا ناله ی ناکامی خود سر کردمدر غمت داغ پدردیدم وچون در یتیماشکریزان هوس دامن مادر کردماشک ازآویزه ی گوش تو حکایت می کردپند ازاین گوش پذیرفتم ازآن درکردمپس از این گوش فلک نشنود افغان کسیکه من این گوش ز فریادو فغان کر کردمای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به دردیده را حلقه صفت دوخته بر در کردمشهریارا به جفا کرد چو...
ادامه مطلب
گر مرا ترک کنی من زغمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت می دوزمگرمراترک کنی ترک نفس خواهم کردبی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کردبی تو یک لحظه رمق دردل و درجانم نیستبیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیستبی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنمتار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنمشده ام مرثیه خوان دل سودا زده اماز بد حادثه دلبسته و شیدا شده اماین دل پر ز ترک اینهمه غم لایق نیستدله چون سنگ تو را جز دله من عاشق نیست..#شهریار ...
ادامه مطلب
پرنده پر زد و با پرزدن تمامت خود را پراند در پروازشعاع قامت سرخ مثلثش در نور تناسخ همه اشكال هندسى در اوجتناسخ همه اشكال آسمانى بودگرفتمش كه نيفتد،به جاى افتادن،پريدپرنده پر زد و با پرزدن تمامت خود را پراند در پروازگرفتمش كه نيفتد، كه بالهايش راگرفتمش كه نيفتدبه جاى افتادن،پريد و پرزد و پرواز كردگرفتمش كه نيفتدكه فكر مىكردمكه يك تلنگر ناچيز دست من كافىستكه بالهاش شكن در شكن شكسته شودولى پريدپريد و پرزد و پرواز كردگشود راه هوا را به نوک منقارشو سينه را پر از آفاق آفتابى كردگرفتمش كه نيفتد،به جاى افتادن،پريد و پرزد و پرواز كرد بىپرواپرنده پر زد و با پرزدن تمامت خود را نثار كرد به پروازرضا براهنیگل بر گسترهٔ ماه ...
ادامه مطلب
ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن، خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون شعر کامل تصنیف ببار ای بارون با صدای استاد محمد رضا شجریانببار ای بارون بباربا دلم گریه کن، خون ببار در شبای تیره چون زلف یاربهر لیلی چو مجنون ببار.....
ادامه مطلب
شباب عمر عجب با شتاب می گذرد بدین شتاب خدایا شباب می گذرد شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقی شتاب کن که جهان با شتاب می گذرد به چشم خود گذر عمر خویش می بینم نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد ...
ادامه مطلب
اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبوداز آب رفته هیچ نشانی به جو نبودمژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سوددیگر به چاک سینه مجال رفو نبوددیگر شکسته بود دل و در میان ماصحبت بجز حکایت سنگ و سبو نبوداو بود در مقابل چشم ترم ولیآوخ که پیش چشم دلم دیگر او نبودحیف از ن...
ادامه مطلب
تو بمان و دگران از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگرانرفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهندهر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسممحرم ما نبود دیدهی کوته نظران دل چون آینهی اهل صفا...
ادامه مطلب
عشق من با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو نداردبا لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد از عشق من به هر سو در شهر گفتگوئی استمن عاشق تو هستم این گفتگو ندارد دارد متاع عفت از چار سو خریداربازار خودفروشی این چار سو ندارد جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویمرو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد گر آرزوی وصلش پیرم کن...
ادامه مطلب
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهتشبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهتدر انتظار تو چشممسپید گشت و غمی نیستاگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهتز گرد راه برون آ که پیر دست به دیواربه اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهتبیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاهنمیرمد مگر از توتیای گرد سیاهتبیا که جز تو سزاوار این کلاه و ک...
ادامه مطلب
سيه چشمي به کار عشق استادمرا درس محبت ياد مي دادمرا از ياد برد آخر ولي من!!!بجز او عالمي را بردم از يادفريدون مشيري...
ادامه مطلب
برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر ...
ادامه مطلب
برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر ...
ادامه مطلب