
سیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست. پدرش عباس خلیلی (۱۲۷۲ نجف - ۱۳۵۰ تهران) به دو زبان فارسی و عربی شعر میگفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را ب...
ادامه مطلب
سیمین بهبهانی : محبوبِ من! نگاه دو چشم توآشوب زای و وسوسه انگیزستمطبوع و دلپذیر و طرب افزاستخورشید گرم نیمه ی پاییزستاز روزن دو چشم تو می بینمآن عالمی که دلکش و دلخواه استافسوس می خورم که چرا دستماز دامن امید تو کوتاه استایینه ی ِدو چشم درخشانتراز مرا به من بنماید باز؛یعنی شعاع مهر که در من هستاز چشم تو به سوی من اید باز...این حال التهاب به چشمت چیست؟گویی نگاه گرم تو تب داردمی بوسدم به تندی و چالکیای وای... دیدگان تو لب دارد!محبوبِ من!- دریغ- نمی دانی:هرگز مرا به سوی تو راهی نیستحاصل ز بیقراری و مشتاقیغیر از نگاه ِ گاه به گاهی نیست...من دامن سیاه شبانگاهمتو شعله ی سحرگهِ خورشیدیاز من به غیر دود نخواهد ماندخورشید من! به من ز چه خندیدی؟من دختر ترنج و پریزادمای عاشق دلیر جهانگیرممگشا به تیغ تیز...
ادامه مطلب
یار من ، دلدار من ، غمخوار منمایه ی امید قلب زار مندوریت امشب روانم تیره کردلشکر غم را به جانم چیره کردز آتش اندوه ، جانم پاک سوختاین دل رنجیدهٔ غمناک سوختروزگاری با تو روزی داشتمدر دل از عشق تو سوزی داشتمچون شد آن ایام نغز دلپسند ؟چون شدی تو ...
ادامه مطلب
سیمین بهبهانیامشب اگر یاری کنی، ای دیده توفان می کنمآتش به دل می افکنم، دریا به دامان می کنممی جویمت، می جویمت، با آن که پیدا نیستیمی خواهمت، می خواهمت، هر چند پنهان می کنمزندان صبرآموز را، در می گشایم ناگهانپرهیز طاقت سوز را، یکسر به زندان می کنمیا ...
ادامه مطلب
شعر زیبای لبخند شاعر سیمین بهبهانیبر لب یار شوخ دلبندم خفته لبخند گرم زیبایی خنده نه ، بر کتاب عشق و امید هست دیباچه ی فریبایی خنده نه دعوتی ست ، عقل فریب بهر آغوش آرزومندی قصه ی محرمانه یی دارد ز خوشی های وصل و پیوندی چون شراب خنک به جام بلور هوس انگیز و تشنگی افزاست جام اول ز می نگشته تهی جام های دوباره باید خواست نقش یک خواهش است و می ریزد زان لبان درشت افسون ریز گرمی و لذتی به جان بخشد همچو خ...
ادامه مطلب
آه ، ای ناشناسِ ناهمرنگ بازگو ، خُفته در نگاهِ تو چیست ؟چیست این اشتیاق سرکش و گُنگ در پس دیده ی سیاهِ تو چیست ؟چیست این ؟ شعله یی ست گرمی بخشچیست این ؟ آتشی ست جان افروزچیست این ، اختری ست عالمتاب چیست این ؟ اخگری ست محنت سوز بر لبان دُرشتِ وحشیِ تو گرچه نقشی ز خنده پیدا نیست لیک در دیده ی تو لبخندی ست که چو او ، هیچ خنده زیبا نیستشوق دارد ، چو خواهشِ عاشق از لب یارِ شوخِ دلبندششور دار...
ادامه مطلب
سیمین بهبهانیرفتم اما دل من مانده بر دوست هنوزمیبرم جسمی و دل در گرو اوست هنوزبگذارید بآغوش غم خویش رومبهتر از غم بجهان نیست مرا دوست هنوزگرچه با دوری او زندگیم نیست ولییاد او میدمدم جان به رگ و پوست هنوزهمچو گل یکنفسم جا بسرسینه گرفتسینه ی غمزده زآن خاطره خوشبوست هنوزرشته ی مهر و وفا شکر که از دست...
ادامه مطلب
سیمین بهبهانی : شب چون به چشم اهل جهان خواب می دودمیل تو گرم، در دل بی تاب می دود در پرده ی نهان ِ دلم جای می کنیگویی به چشم خسته تنی خواب می دود می بوسمت به شوق و برون می شوم ز خویشچون شبنمی که بر گل شاداب می دود می لغزد آن نگاه شتابان به چهره امچون بوسه ی نسیم که بر آب می دود وز آن نگاه، مستی عش...
ادامه مطلب
نه بسته ام به کس دلنه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موجرها رها رها منز من هر آن که او دورچو دل به سينه نزديکبه من هر آنکه نزديکاز او جدا جدا مننه چشم دل به سويينه باده در سبوييکه تر کنم گلوييبه ياد آشنا منستاره ها نهفتهدر آسمان ابريدلم گرفته اي دوستهواي گريه با منهواي گريه با من شعر از : سیمین بهبهانی خواننده ها : همایون شجریان و تعدادی دیگر از خوانندگان...
ادامه مطلب