
گرچه چشمان تو جز از پی زیبایی نیستدل بکن! آینه این قدر تماشایی نیستحاصل خیره در آیینه شدنها آیادو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!بی سبب تا لب دریا مکشان قایق راقایقت را بشکن! روح تو دریایی نیستآه در آینه...
ادامه مطلب
ترانه، خانه ندارد. بخوان ترانه سرا! بخوان ترانه ی این دخترِ بدونِ سراترانه، خانه ندارد. چه کار باید کرد؟ دلی شبانه ندارد. چه کار باید کرد؟ شبانه، جوجه ی ناآشنا به بال زدن چو آشیانه ندارد، چه کار با...
ادامه مطلب
شعر ترانه / ای نوع بشرای نوع بشر تا کی به ابناء بشر سودی ندهی ای نخل بی بار ثمر مگرزفرداخبرنداری که جزبه سرشورشرنداری چرابه جزحرص وآزشهوت - به سرهوای دگرنداری ندانستی ای بی خرد در جهان قدر آدمیت که از خلقت آدمی در طبیعت چه بوده حکمت که غیر آزار بینوایان - در آفرینش گهر نداری بدان که جز جای پای خالی - در این گذر گه اثرنداری چه خونها که با دست تو ریخت ...
ادامه مطلب
شهر خالی، جاده خالی ...شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالیجام خالی سفره خالی ساغر و پیمانه خالیکوچ کرده دسته دسته آشنایان عندلیبانباغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالیوای از دنیا که یار از یار می ترسدغنچه های تشنه از گلزار می ترسندعاشق از آوازه دیدار می ترسدپنجه خنیاگران از تار می ترسدشهسوار از جاده هموار می ترسداین طبیب از دیدن بیمار می ترسد.سازها بشکست و درد شاعرانه از حد گذشتسال های انتظاری بر من و تو بد گذشتآشنا نا آشنا شد تا بلی گفتم بلا شدگریه کردم ناله کردم حلقه بر هر در زدمسنگ سنگ کلبه ویرانه را بر سر زدمآب از آبی نجنبید خفته در خوابی نجنبید.چشمه ها خشکید و دریا خستگی را دم گرفتآسمان افسانه ما را به دست کم گرفتجام ها جوشی ندارند عشق آغوشی نداردبر من و بر ناله هایم هیچ کس گ...
ادامه مطلب
زیبا تو که با مژت یه دنیا رو مات می کنییه دنیا رو قربونی چشمک چشمات می کنیتو که اگه کسی نخواد با تو مث آینه باشهبا داغی لحن نگات اون و مجازات می کنی نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشتبه عشق تو سرش بالاس ، ترانه ی اردیبهشت زیبا اگه موج صدات ، بلرزه ، رنگ غم بشهاز اون طراوت چشات اگه یه ذره کم بشه چیکار می تونم بکنم ، جز اینکه آرزو کنمتمام غصه های تو ،فقط مال خودم بشه نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشتبه عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت زیبا کی گفته تو نخوای ، تو کوچه ها بهار میادوقتی بهاره که جهان با حرف تو کنار بیاد اگه یه غم به هم زده دنیای ارغوانیتوالهی که بره به جاش ، برای من هزار بیاد نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشتبه عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت زیبا شاید بگی حالا صحبت دیوونگی ن...
ادامه مطلب
طاهره قره العین : متن ترانه / گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مواز پی دیدن رخت همچو صبا فتادهu200fام خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کومیرود از فراق توخون دل از دو دیده امدجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جودور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت غنچه به غنچه گل به گللاله به لاله بو به بوابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دلطبع به طبع دل به دل مهر به مهر و خو به خومهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پودر دل خویش «طاهره»گشت و ندید جز تو را صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو#طاهره_قرة_العين ...
ادامه مطلب
شب است و من شوق وصل تو را دارم چه غافلم کز تو چشم وفا دارم تو از کجا دانی کاندر دل پر شرر نیمه شب تا سحر ناله ها دارم یک نفس به دادم برس که غیر از تو کس ندارم، همای من یک نظر به رویم نگر شبی تا سحر فکن سایه ام به سر تا مگر از دو چشمم گهر در صدف بارم چه وعده ها که دادی، اما وفا نکردی گفتی کنم محبت، آخر چرا نکردی آنچه که شرط یاری است با آشنا نکردی برو برو که هرگز با ما صفا نکردی ...
ادامه مطلب
من که فرزند اين سرزمينم در پي توشه اي خوشه چينم شادم از پيشه ي خوشه چيني رمز شادي بخوان از جبينم قلب ما، بود مملو از شادي بي پايان سعي ما، بود بهر آبادي اين سامان خوشه چين، کجا اشک محنت به دامن ريزد خوشه چين، کجا دست حسرت زند بر دامان اي خوشا، پس از لحظه اي چند، آرميدن، همره دلبران خوشه چيدن از شعف، گهي همچو بلبل، نغمه خواندن، گه از اين سو به آنسو پريدن قلب ما بود... برپا بود جشن انگور، اي افسونگر...
ادامه مطلب
بگو به بارانببارد امشببشويد از رخغبار اين كوچه باغ ها راكه در زلالشسحر بجويدز بي كران ها حضور ما رابه جست و جوي كرانه هاييكه راه برگشت از آن ندانيم من و تو بيدار ومحو ديدار سبك تر از ماهتاب واز خوابروانه در شط نور و نرما ترانه اي بر لبان باديم به تن همه شرم و شوخ ماندن به جان جويان ندانم از دور و د...
ادامه مطلب
متن آهنگ نفس محمد اصفهانی تیتراژ پایانی سریال نفس : کجا رفته بودی که از رد تویه رویای نزدیک با مننماندیه آغوش خسته یه حس لطیفاز این خواب تاریک با مننماند از این هیاهو سفر نکردمترسیدم این عشق پایان گیردنشد شبی که سحر نکردممگر که آتش در جان گیردنفس کشیدم که تیر آهمتو را به حسرت نشانه سازدخوشا سری ک...
ادامه مطلب
رمضان گلدی ینه،هامی مسلمان اولاجاق! دین اسلام اوجالوب،خلق نماز خوان اولاجاق! او آداملار که ائدیب،میلته چوخ جور وستم! هامیسی بیر گئجه ده،قاری قرآن اولاجاق! "کریمی مراغه ای" ...
ادامه مطلب
گفته بودم بی تو می میرم ولی این بار ، نه گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار ، نه هـــرچه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست خو نمی گیرم به این تکرار طوطیوار ، نه تا که پا بندت شَوَم از خویش می رانی مرا دوست دارم همدمت باشم ولی سر بار ، نه قصد رفتن کرده ای تا باز هـم گویم بمان بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار ، نه گه مرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار ، نه آسمان را ابر فراگرفت و دنیا سرد شد من چگونه زیر خاك و سنگ در درون قبر دلخوش باشم ؟ می روی اما خودت هم خوب می دانی عزیز می کنی گاهی فراموشم ولی انکار ، نه سخت می گیری به من با اینهم...
ادامه مطلب
باز ای الهه ی ناز ، با دل من بساز کین غم جانگداز ، برود ز برم گر دل من نیاسود ، از گناه تو بود بیا تا ز سر گنهت گذرم باز ، می کنم دست یاری ، به سویت دراز بیا تا غم خود را با راز و نیاز ز خاطر ببرم گر نکند تیر خشمت دلم را هدف به خدا هم چون مرغ پر شور و شعف به سویت بپرم آن که او به غمت ، دل بندد چون من کیست؟ ناز تو بیش از این بهر چیست؟ تو الهه ی نازی در بزمم بنشین من تو را وفادارم ، بیا که جزین نباشد هنرم این همه بی وفایی ندارد ثمر به خدا اگر از من نگیری خبر نیابی اثرم شعر آهنگ : کریم فکور پی نوشت : خوانندگان بسیاری از روی این شعر ترانه خواننده اند ، ولی صوت دلنشین ...
ادامه مطلب
چه در دل من.... چه در سر تو... من از تو رسیدم ، ، ، به باور تو تو بودی و من !!!! به گریه نشستم !!! برابر تو به خاطر تو ، ، ، به گریه نشستم!!! بگو چه کنم؟؟؟ با تو...شوری در جان...بی تو؟؟؟ جانی ویران از این؟؟ زخم پنهان...میمیرم... نامت در من باران....یادت ؟؟ در دل طوفان با تو، ، ،امشب؟ پایان! میگیرد نه بی تو سکوت!!! نه بی تو سخن به یاد تو بودن...به یاد تو من!!! ببین غم تو، ، ، رسیده به جانا دریده به تن...ببین غم تو رسیده به جانم! بگو چه کنم شاعر : عبدالجبار کاکایی خواننده : دکتر محمد اصفهانی...
ادامه مطلب
سوزم از آتش جدایی ای امید دلم کجاییشب به یاد تو گذشت و سپیدۀ سحردمیدهچشم من بوده به راهت ولی نخفته تا سپیدهسوزم از آتش جدایی ای امید دلم کجایی دمی با من نمانده، می گذریبه سوز دل نشانده، می گذرینگاهم را نمی دیدی که موج آرزوها بوداگر رازم نپرسیدی نگاه من که گویا بود سوزم از آتش جدایی ای امید دلم کجاییسوزان شرری ز نگه زده ای تو به جاندیگر شده این دل من همه، سوز نهانهمره دل رفته ای از آشیانم نازنینا خدا نگهدارهمچو امید از بر من رفته ای آفرینا خدا نگهدارسوزم از آتش جدایی ای امید دلم کجاییتورج نگهبان...
ادامه مطلب
نه بسته ام به کس دلنه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موجرها رها رها منز من هر آن که او دورچو دل به سينه نزديکبه من هر آنکه نزديکاز او جدا جدا مننه چشم دل به سويينه باده در سبوييکه تر کنم گلوييبه ياد آشنا منستاره ها نهفتهدر آسمان ابريدلم گرفته اي دوستهواي گريه با منهواي گريه با من شعر از : سیمین بهبهانی خواننده ها : همایون شجریان و تعدادی دیگر از خوانندگان...
ادامه مطلب