بهترین شعرهایی که خوانده ام

متن مرتبط با «جنگل» در سایت بهترین شعرهایی که خوانده ام نوشته شده است

یدالله گودرزی/ جنگل مخمل

  • نیلوبلاگ

    #جنگل_مخملچشمانِ توشعری ست که صدقافیه داردامّاچه کنم؟با دلِ من زاویه دارد!این آبیِ بی واهمه،این شهرِستارهچون علمِ نجوم است که صدفرضیه داردچشمانِ توچون معدنی ازنور وبلور استالبتّه غنی سازیِ آن حاشیه دارد!این سفره ی رنگینِ قلمکار، کجایی ست؟کزفلفل و نعناو نمک، ادویه دارد؟!این باغِ پُراز برکت واین جنگلِ مخملبارانِ شکوفه است که هرثانیه دارداین دُرّ ِیتیمی ست که دلخواهِ جهانی ستهرعاشقِ دلخسته ازآن سهمیه دارداینقدر مرا از درِخود بازنگردان،هرقطره ازاشکِ منِ عاشق،دیه داردمن گریه کُنان قصدِتقرّب به تودارمهرکس به تونزدیک شود آتیه دارد...!#شهاب_گودرزی #شاعران_معاصر #یدالله_گودرزی #شعر_شهود #شعر_امروز بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ایرج جنتی عطایی : کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشید

  • نیلوبلاگ

    ایرج جنتی عطایی : کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم؟پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم؟ چرا به من شک میکنی؟ من که منم برای تولبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو؟پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هقهقمو؟ گریه نمیکنم نرو،آه نمیکشم بشینحرف نمیزنم بمون،بغض نمیکنم ببین سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرونبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسهبری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه گریه نمیکنم نرو،آه نمیکشم بشینحرف نمیزنم بمون،بغض نمیکنم ببین نوازشم کن و ببین عشق میریزه از صدامصدام کن و ببین که باز غنچه میدن ترانههام اگر چه من به چشم تو کمم، قدیمیام، گممآتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم گریه نمیکنم نرو،آه نمیکشم بشینحرف نمیزنم بمون،بغض نمیکنم ببین ای...

    ادامه مطلب
  • علی اکبر یاغی تبار / جنگل خبرنداشت،تبر اختراع شد

  • نیلوبلاگ

    علی اکبر یاغی تبار :جنگل خبرنداشت،تبر اختراع شدشیطان خبرنداشت،بشراختراع شد(هابیل)ها مزاحم(قابیل)می شدندافسانه ی(حقوق بشر)اختراع شدمردم خیال فخرفروشی نداشتندشیءشبیه سکه ی زر اختراع شدفکرجنایت از سرآدم نمی گذشتتا این که تیغ و تیر و سپر اختراع شدبا خواهش جماعت علاف اهل دلچیزی به نام شعر و هنر اختراع شداین گونه شد که مخترع از خیر ما گذشتاین گونه شد که حضرت(شر)اختراع شددنیا به کام بود و....حقیقت؟!مورخا...

    ادامه مطلب
  • "مهسا چراغعلی" شعری از کتاب "جنگل گریان"

  • نیلوبلاگ

    گذشته ام را به باد داده امتا اندوهم را نشناسی مرا با رنگین ترین پیراهنم به یاد بیاور ای عشق من تمام فصل های سالام که در حیاط خانه ی تو رنگ به رنگ می شوم تو لحظه به لحظه در من زندگی کرده ای چگونه فراموشت کنم وقتی هرگز تو را به خاطر نسپرده ام!؟ تو در من جریان داری دشت چگونه رودی را که از دلش عبور م...

    ادامه مطلب