
صبح در خوابِ عدم بود که بیدار شدیمشب سیه، مست فنا بود که هشیار شدیمپای ما نقطهصفت در گروِ دامن بودبه تماشای تو سرگشته چو پرگار شدیمبه شکار آمده بودیم ز معمورهی قدسدانهی خال تو دیدیم، گرفتار شدیمخانهپردازتر از سیل بهاران بودیملنگر انداخت خِرَد، خانهنگهدار شدیمنرود دیدهی شبنم به شکر خواب بهارعبث افسانهطراز دل بیدار شدیمعالم بیخبری طرفه بهشتی بوده استحیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیمصائب از ک...
ادامه مطلب