
خوشا دردی که درمانش تو باشیخوشا راهی که پایانش تو باشی خوشا چشمی که رخسار تو بیندخوشا ملکی که سلطانش تو باشی خوشا آن دل که دلدارش تو گردیخوشا جانی که جانانش تو باشی خوشی و خرمی و کامرانیکسی دارد که خواهانش تو باشی چه خوش باشد دل امیدواریکه امید دل و جانش تو باشی همه شادی و عشرت باشد، ای دوستدر آن خانه که مهمانش تو باشی گل و گلزار خوش آید کسی راکه گلزار و گلستانش تو باشی چه باک آید ز کس آنرا که او ...
ادامه مطلب