
شعری زیبا و معروف از فروغ فرخزاد موضوع «شعری زیبا و معروف از فروغ فرخزاد» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امشب از آسمان دیدهی تو روی شعرم ستاره میبارد در زمستان دشت کاغذها پنجههایم جرقه میکارد شعر دیوانهی تبآلودم شرمگین از شیار خواهشها پیکرش را دوباره میسوزد...
ادامه مطلب
ازقاب خود بیرون بزن! یک شعراز بَرکنیک شعر از بَر کن، میانِ زندگی سَر کنبا چرخ ِ بازیگر که دارد بازی ِ بسیارمثل خودش بازی کن و کاری برابر کنهر صحنه از این زندگی، یک شُعبده داردفکرِ کلاه ِ بوقی و سِحر و کبوتر کن !این زندگی تصویری ازخوبیّ ُ وناخوبی استمثلِ نمایش، قصه ای از دیو و دلبر کنتو آخرین بازیگری، این صحنه را سرکننقش ِ خودت را با تمامِ عشق، باور کن !#یدالله_گودرزی...
ادامه مطلب
به گاه مرگ بیا یک نفس کنارم باشبه زندگی نشدی پس به مرگ یارم باشبیا و دست مرا در میان دست بگیردمی قرار ده جان بی قرارم باشبیا کنار من و انتهای کارم بینبیا و شاهد این حال و روز زارم باشبیا که عمر همه بی...
ادامه مطلب
حرف هایی هست برای نگفتنو ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد♠.♠.♠.♠.♠چو کس با زبان دلم آشنا نیستچه بهتر که از شکوه خاموش باشمچو یاری مرا نیست همدرد، بهترکه از یاد یاران فراموش...
ادامه مطلب
اقبال لاهوری :زندگی در صدف خویش گهر ساختن استدر دل شعله فرو رفتن و نگداختن استعشق ازین گنبد در بسته برون تاختن استشیشهٔ ماه ز طاق فلک انداختن استسلطنت نقد دل و دین ز کف انداختن استبه یکی داد جهان بردن و جان باختن استحکمت و فلسفه را همت مردی بایدتیغ اندیشه بروی دو جهان آختن استمذهب زنده دلان خواب پریشانی نیستاز همین خاک جهان دگری ساختن استاقبال لاهوریLet's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
گرچه اندر بزم کم گويد سخن يک دم او گرمي صد انجمن بي پران را ذوق پروازي دهد پشه را تمکين شهبازي دهد با سلاطين در فتد مرد فقير از شکوه بوريا لرزد سرير از جنون مي افکند هويي به شهر وارهاند خلق را از جبر و قهر مي نگيرد جز به آن صحرا مقام کاندرو شاهين گريزد از حمام قلب او را قوت از جذب و سلوک پيش سلطان نعره ي او لاملوک آتش ما سوزناک از خاک او شعله ترسد از خس و خاشاک او بر نيفتد ملتي اندر نبرد تا درو باقيست يک درويش مرد آبروي ما ز استغناي اوست سوز ما از شوق بي پرواي اوست خويشتن را اندر اين آئينه بين تا ترا بخشند سلطان مبين حکمت دين دل نوازيهاي فقر قوت دين بي نيازيهاي فقر مؤمنان را گفت آن سلطان دين «مسجد من اين همه روي زمين » الامان از گردش نه آسمان مسجد مؤمن بدست ديگران ...
ادامه مطلب
من از زندگی تو هوات خستمازت خستم و باز وابستم نگو ما کجاییم که شب بین ماستخودم هم نمیدونم اینجا کجاست بیا با هوای دلم سر نکنبهت راست میگم تو باور نکن از این فاصله سهم مو کم نکنبهت خیره میشم نگاهم نکن تو رنجیدی و دل ندادم بریخودم رو فراموش کردم تو یادم بری تو یادم بری، زندگیم سرد شهیه روز این پسر بچه هم مرد شه ولی هر شب از خواب من رد شدیبه هر راهی رفتم تو مقصد شدی درست لحظه ای که ازت میبرمتحمل ندارم شکست میخورم نمیشه تو این خونه پنهون بشمبهم سخت میگیری آسون بشم اگه پای من جاده رو برنگشتفراموش کن بین ما چی گذشت ترانه سرا: زهرا عاملی ...
ادامه مطلب
متن سنگ قبر تعدادی از بزرگان تاریخ :#حافظبر سر تربت ما چون گذری همت خواهکه زیارتگه رندان جهان خواهد بود#سهراب_سپهریبه سراغ من اگر می آییدنرم و آهسته بیامبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من#کوروش_بزرگای انسان هر که باشی و از هر جا که بیاییمیدانم خو...
ادامه مطلب
شعری از زنده یاد مشفق کاشانی:ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪ ﺩﻧﺠﯽﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ی ﺧﻮﺩﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ.... ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷﺮشر ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﭼ...
ادامه مطلب
شیطان برای رسیدن به مقصودش به کتاب آسمانی هم استناد میxadکند ! ویلیام شکسپیر ******************* آیا میدانید که انسان چیست؟ آیا نسب و زیبایی و خوشاندامی و سخنگویی و مردانگی و دانشوری و بزرگمنشی و فضیلت و جوانی و کرم و چیزهای دیگر از این قبیل، نمک و چاشنی یک انسان نیستند؟ ویلیام شکسپیر ****************** دنیا، سراسر صحنه بازی است و همه بازیگران آن به نوبت میآیند و میروند . نقش خود را به دیگری میسپارند! ویلیام شکسپیر...
ادامه مطلب
زندگی قافیه شعر من استشعر من وصف دل آرایی توستدر ازل شاید اینسرنوشت من بودمی سرایم به امیدی که تو خوانیور نهآخرین مصرع منقافیهاش ، مردن بودحمید مصدق...
ادامه مطلب