
تو بمان و دگران از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگرانرفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهندهر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسممحرم ما نبود دیدهی کوته نظران دل چون آینهی اهل صفا...
ادامه مطلب