بهترین شعرهایی که خوانده ام

متن مرتبط با «علیرضا بدیع اشعار» در سایت بهترین شعرهایی که خوانده ام نوشته شده است

اشعار عاشقانه مولانا

  • نیلوبلاگ

    اشعار مولانا درباره عشقیک بوسه ز تو خواستم و شش دادیشاگرد که بودی که چنین استادیخوبی و کرم را چو نکو بنیادیای دنیا را ز تو هزار آزادی**************گر شاخهها دارد تریور سرو دارد سروریور گل کند صد دلبریاي جان، تو چیزی دیگری***************دلبر و یار من تویی رونق کار من توییباغ و بهار من تویی بهر تو بود بود منخواب شبم ربودهای مونس من تو بودهایدرد توام نمودهای غیر تو نیست سود منجان من و جهان من زهره آسمان منآتش تو نشان من در دل همچو عود منجسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدمهیچ نبود در بین گفت من و شنود من بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اشعاری از صائب تبریزی

  • نیلوبلاگ

    باد بهار مرهم دلهای خسته استگل مومیایی پر و بال شکسته استشاخ از شکوفه پنبه سرانجام میکنداز بهر داغ لاله که در خون نشسته استوقت است اگر ز پوست بر آیند غنچههاشیر شکوفه زهر هوا را شکسته استزنجیریی است ابر که فریاد میکنددیوانهای است برق که از بند جسته استپایی که کوهسار به دامن شکسته بوداز جوش لاله بر سر آتش نشسته استافسانه نسیم به خوابش نمیکنداز ناله که بوی گل از خواب جسته است؟صائب به هوش باش که داروی بیهشیباد بهار در گره غنچه بسته است  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • گلچین اشعار پژمان بختیاری

  • نیلوبلاگ

    شعر نخست:در کنج دلم عشق کسی خانـه نداردکس جای درین خانه یویرانـهندارددل را به کفهر که دهم باز پس آردکس تاب نگهـداری دیوانـه ندارددربزم جهان جز دل حسرت کش ما نیستآن شمع که می سوزد و پ...

    ادامه مطلب
  • گلچین اشعار روزبه بمانی

  • نیلوبلاگ

    شعر نخست:برام هیچ حسی شبیه تو نیستکنار تو درگیر آرامشمهمین از تمام جهان کافیههمین که کنارت نفس میکشمبرام هیچ حسی شبیه تو نیستتو پایان هر جستجوی منیتماشای تو عین آرامشهتو زیباترین آرزوی منیمنو از این ع...

    ادامه مطلب
  • اشعار هوشنگ ابتهاج

  • نیلوبلاگ

    با منِ بیکسِ تنها شدهیــارا تــو بمـــان ،همه رفتند از ایـن خانهخدا را تو بمـــان ،منِ بی برگِ خزاندیـدهدگـــر رفتنیام ،!تو همه بار و بریتازه بهـارا تو بمـــان ،.#هوشنگ_ابتهاج...

    ادامه مطلب
  • مجموعه ای از بهترین اشعار کارو دردریان

  • نیلوبلاگ

    کارو دردریان**********جز مسخره نیست، عشق تا بوده و هستبا مسخرگی، جهانی انداخته دستای کاش که در دل طبیعت میمرداین طفل حرامزاده، از روز الستکارو دردریان**********صد بار شدم عاشق و مردم صد بارتابوت خودم...

    ادامه مطلب
  • صلح دوستی در اشعار سعدی و سهراب

  • نیلوبلاگ

    با خواندن شعر مشهور سهراب به نام و پیامی در راه، آدمی به یاد نگرش سعدی شیرازی می افتد چرا که سعدی نگاه مصلح گرانه به جامعه دارد، می خواهد جامعه اش آباد و مرفه و سالم و صالح باشند؛ نگاه سهراب نیز بدین ...

    ادامه مطلب
  • استاد شهریار در اشعار دیگر شعرا

  • نیلوبلاگ

    شهریار در اشعار دیگر شعرا :هوشنگ ابتهاج : ترانه ی غزل دلکشم مگر نشنفتیکه رام من نشدی آخر ای غزال رمیدهخموش سایه که شعر تو را دگر نپسندمکه دوش گوش دلم شعر شهریار شنیدهنیما یوشیج : رازی است که آن نگار میداند چیسترنجی است که روزگار میداند چیستآنی که چو غنچه در گلو خونم از اوستمن دانم و شهریار میداند چیستبیژن ترقی : به شهریار بگو شهریار میآیدد...

    ادامه مطلب
  • اشعار زیبای عطار نیشابوری / بانضمام بیوگرافی عطار

  • نیلوبلاگ

    اي هجر تو وصل جاوداني                                     اندوه تو عيش و شادمانيدر عشق تو نيم ذره حسرت              &nbs...

    ادامه مطلب
  • گلچین اشعار ایرج جنتی عطایی 2

  • نیلوبلاگ

    به خاطر آور ، که آن شب به برمگفتی که : بی تو ، ز دنیا بگذرمکنون جدایی نشسته بین ماپیوند یاری ، شکسته بین ماگریه می کنمبا خیال توبه نیمه شب هارفته ای و منبی تو مانده امغمگین و تنهابی تو خسته امدل شکسته اماسیر دردماز کنار منمی روی ولیبگو چه کردمرفته ای و من آرزوی کسبه سر ندارمقصه ی وفا با دلم مگوباور ندارم ايرج جنتی عطائی تو کدوم کوهی که خورشیداز تو چشم تو می تابهچشمه چشمه ابر ایثارروی سینه ی تو خوابهتو کدوم خلیج سبزیکه عمیق ، اما زلالهمثل اینه پاک و روشنمهربون مثل خیالهکاش از اول می دونستمکه تو صندوقچه ی قلبتمرهمی داری برایزخم این همیشه خستهکاش از اول می دونستمکه تو دستای نجیبتکلیدی داری برایدرای همیشه بستهتو به قصه ها می مونیساده اما حیرت آورشوق تکرار تو دارموقتی می رسم به آخر ... ايرج جنتی...

    ادامه مطلب
  • جلوه های صلح و دوستی در مبانی فکری مولانا و اشعار او

  • نیلوبلاگ

    بشردوستی در اشعار مولانابه مناسبت 19 آگوست، روز جهانی بشردوستی جلوه های صلح و آشتی در مبانی فکری مولانا و اشعار او مولانا در مثنوی معنوی و دیوان شمس در بیان جلوه های صلح و آشتی، از تناسب و سازگاری اضداد موجود در عالم شروع کرده و به صلح و آشتی انسان ها با یکدیگر و با خداوند که کاملترین و بارزترین نمونه ی آن است، اشاره میکند. آشتی اضداد در عالم برای ادامه ی حیات موجودات امری لازم و ضروری است. البته آشتی اضداد نشانه ی نفی تأثیر آنها نیست، بلکه تمام اضداد در یک نظام هماهنگ به نام کائنات حرکت می کنند. در مرتبه ی بالاتر که عالم وحدت و الوهیت است، دیگر نشانی از اضداد نیست و یکرنگی حاکم است. عرفانِ او عرفانی است که در بطن و متن جامعه جریان دارد، دلیل تعامل و ارتباط تنگاتنگ طبقات جامعه با مولانا ...

    ادامه مطلب
  • علیرضا بدیع / ﺟﺒﺮﯾﯿﻠﻢ ﭘﺮ ﺯﺩ ﺍﺯ ﺑﺎﻣﻢ ﺑﻪ ﺑﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ

  • نیلوبلاگ

    علیرضا بدیع : ﺟﺒﺮﯾﯿﻠﻢ ﭘﺮ ﺯﺩ ﺍﺯ ﺑﺎﻣﻢ ﺑﻪ ﺑﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼﯾﺎﺭ ﻏﺎﺭﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﺭ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﺤﺮﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼﺑﺮ ﺳﺮ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﺍﺵ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ! ﺁﻩ!ﻣﺴﺠﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﺮﺗﻊ ﺍﻧﮕﻮﺭﻫﺎﯼ ﻧﻮﺑﺮ ﺍﺳﺖﭼﻮﻥ ﺣﻼﻝ ﻣﻦ ﻧﺸﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﺮﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ، ﺧﺎﻣﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖﺩﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﻓﺸﺎﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺭﺍ ﭼﻨﺪﯼ ﺳﺖ ﺍﺯ ﺭﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﻣﺎ ﻧﻘﺎﺏ ﺍﺯ ﺷﺮﻡ ﺑﺮ ﺭﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﺑﻦ ﻣﻠﺠﻢ ﮐﻮ ﻗﻄﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ؟ﻣﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﭼﺎﺭﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺿﺮﺑﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻡﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺳﺠﻮﺩ ﻧﺎﺗﻤﺎﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﺎ: ﺭﻭﺯ ﺟﺰﺍ، ﺭﻭﯼ ﺻﺮﺍﻁﭘﺲ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﯼ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺗﺎ ﺳﻼﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ#ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ_ﺑﺪﯾﻊ ...

    ادامه مطلب
  • علیرضا آذر : بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بود

  • نیلوبلاگ

    علیرضا آذر : بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بود این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود آن به هر لحظهی تبدار تو پیوند منم آنقدر داغ به جانـــم کـــه دماوند منم با توام ای شعر … و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد و زمـــان چنبـــره زد کار به دستم بدهد من تورا دیدم و آرام به خاک افتادم و از آن روز کـــه در بند تـــوام آزادم بی تو بی کار و کسم وسعت پشتم خالیست گل تــو باشی من مفلوک،دو مشتم خالیست تو نباشی من از اعماق غرورم دورم زیـــر بیرحم ترین زاویـهی ساطورم با توام ای شعر ، به من گوش کن نقشه نکش حرف نزن گــوش کن ریشه به خونابه و خـــون میرسد میوه که شد بمبِ جنون میرسد محضِ خودت بمب منم،دورتر میترکـــم چند قدم دورتـــر حضرتِ تنهـــای بـــه هم ریخته خون و عطش را به هم آمیخته دست خراب است،چ...

    ادامه مطلب
  • اشعار اقبال لاهوری / پیام مشرق

  • نیلوبلاگ

    نوای عشق را ساز است آدم کشاید راز و خود رازست آدم جهان او آفرید این خوبتر ساخت مگر با ایزد انباز است آدم اقبال لاهوری نه هر کس از محبت مایه دار است نه با هر کس محبت سازگار است بروید...

    ادامه مطلب
  • شعر بلند علیرضا آذر / اینبار فقط شعرم از : علیرضا آذر

  • نیلوبلاگ

    روحی که کنارم بود هذیان مصور شددر ثانیه ای مجبور نبض از تک و تا افتاداینگونه مقدر بود اینگونه مقرر شدما حاصل من با توست قانون ضمیر این استدنیای شکستن هاست ما جمع مکسر شدسیگار پس از سیگار کبریت پس از کبریتروح از ریه ام دل کند در متن شناور شدفرقی که نخ...

    ادامه مطلب
  • گلچینی از اشعار زیبای حسین پناهی

  • نیلوبلاگ

    گلچینی از اشعار زیبای حسین پناهی پروانه این همه نفی درد جان فرسای دگردیسی جهان است بر جان هنر،تا از کرم کور بی دست و پاپروانه ای بسازد هزار رنگ!میآید ها شب و روزت همه بیدارکه آید شاید،کور شد دیده بر اینکوره ره شاید ها.شاید ای دلکه مسیحا نفستآمد و رفت،باختی هستی خود بر سر میآید ها لعنتبر گردن عشق ساده ام که انگشترش نخی ست،گلوبند زمردین شعر مرا باور نمیکند کسی ...لعنت به شعر و من! فیلانهوقتی ما ...

    ادامه مطلب
  • از اشعار سوزناک شهریار

  • نیلوبلاگ

    تا کی در انتظار گذاری به زاریمباز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم.دیشب به یاد زلف تو در پرده های سازجان سوز بود شرح سیه روزگاریم.بس شکوه کردم از دل ناسازگار خوددیشب که ساز داشت سرسازگاریم.شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مردچشمی نماند شاهد شب زنده داریم.طبعم شکار آهوی سر در کمند نیستماند به شیر شیوه وحشی شکاریم.شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوزتا زنده ام بس است همین شرمساریماستاد محمد حسین شهریار ...

    ادامه مطلب
  • گلچین اشعار فروغ فرخزاد

  • نیلوبلاگ

    ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد…و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی. زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت چهار بار نواخت امروز روز اول دیماه است من راز فصل ها را می فهمم نجات دهنده در گور خفته است و خاک، خاک پذیرنده اشارتیست به آرامش زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت. در کوچه باد می آید در کوچه باد می آ...

    ادامه مطلب
  • علیرضا بدیع / و من از آتش و از تار و پود پنبه تنت

  • نیلوبلاگ

    و من از آتش و از تار و پود پنبه تنتچه دیدنی ست تو با من نبرد تن به تنتمن آتشم و تو از پنبه ای مراقب باشخدا نکرده نیفتد گذار من به تنتدمی به آینه ها فوت کن بهاراندام !گلاب و عطر و ازین چیز ها نزن به تنت !برای من یکی از چارخانه ها کافی ستکه میهمان بشوم روی پیرهن به تنتبرقص « معبد بشکوه چین » که دیدنی استطواف دامن گلدار ترکمن به تنترسیده آن شب قدری که جبرییل شومو باز گو بشود سوره ی دهن به تنت ...ع...

    ادامه مطلب
  • گلچین اشعار رحیم معینی کرمانشاهی

  • نیلوبلاگ

    مــــن چـه گـــــويم ، كـــــه راز دل مــــن پــــــــــي ببريدره بســـــر منــــزل شــــوريده دلان ، كــــــــــي ببريدســـــــاز آن ســــــوز نــــــدارد بنـــــالد بــــا مـــــــابهــــر تسكــــين دل ســـوختگـــــان ، ني ببريدهر كجا محفل گرمي است كه رنگي خواهدقدحي خون دل ما ، عوض مي ببريد...رحیم معینی کرمانشاهی من نگويم ، كه بدرد دل من گوش كنيدبهتـــر آنست كــــه اين قصه فراموش كنيدعـــاشـ...

    ادامه مطلب