
بند ِ دل ِ منبه لبخندهای تو بند استبرای دوست داشتنت امالبخندهایت را نهدلت را لازم دارماز شعبده باز هم کاری ساخته نیستگیرم طناب بکشد از دل من تا دل توگیرم با دستهایی به پهلو بازکه معلوم نیست برای حفظ تعادل استیا برای بغل کردن توتمام طناب را راه بروم و نیفتمیا گیرم این لبخند لعنتی اتسوژه ی معروف ترین نقاش قرن بعد شودبا این هاچیزی از قد تنهایی های منآب نمی رود عزیزمو هنوزشب هاروی شعرها غلت می زنممهدیه لطیفی...
ادامه مطلب