بهترین شعرهایی که خوانده ام

متن مرتبط با «مولوی عبدالحمید» در سایت بهترین شعرهایی که خوانده ام نوشته شده است

جملات زیبا و حکیمانه از مولوی

  • نیلوبلاگ

    گشاده دست باش ،جاری باش ،كـمك كن (مثل رود) باشفقت و مــــهربان باش (مثل خورشید) اگركسی اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب) وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ) متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) بخشش و عــفـو داشته باش (مثل دریا ) اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مــــولانا...

    ادامه مطلب
  • تفسیر مختصر نی نامه مثنوی معنوی مولوی

  • نیلوبلاگ

    مفسران مثنوی معنوی حضرت مولانا منظور از نی را انسان کامل دانستهاند. از آن جمله عبدالرحمن جامی و یعقوب چرخی و اسماعیل انقروی. نیکلسون با الهام از شارحان پیشین میگوید: نمیتوان تردید کرد که نی بطور کلی روح ولی یا انسان کامل را مینمایاند که به سبب جدایی از خود از «نیستان»، یعنی آن عالم روحانی که در مرتبه پیش از وجود مادّی آنجا وطن داشت، نالان است و در دیگران نیز همین اشتیاق را به وطن حقیقیشان زنده میسازد. دیگر اینکه نی به خصوص در اینجا یا کنایه است از حسامالدین (که شاعر با او عارفانه یکی است) یا نشانی است از خود شاعر که وجودش از نفخه الهی پُر است...

    ادامه مطلب
  • از اشعار ناب و زیبای مولانا جلال الدین محمد (مولوی)

  • نیلوبلاگ

    چندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگها تا برکنم از آینه هر منکری من زنگها بر مرکب عشق تو دل میراند و این مرکبش در هر قدم میبگذرد زان سوی جان فرسنگها بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتی تا بر سر سنگین دلان از عرش بارد سنگها با این چنین تابانیت دانی چرا منکر شدند کاین دولت و اقبال را باشد از ایشان ننگها گر نی که کورندی چنین آخر بدیدندی چنان آن سو هزاران جان ز مه چون اختران آونگها چون از نشاط نور تو کوران همی بینا شوند تا از خوشی راه تو رهوار گردد لنگها اما چو اندر راه تو ناگاه بیخود میشود هر عقل زیرا رسته شد در سبزه زارت ب...

    ادامه مطلب
  • مولوی : ای طایران قدس را عشقت فزوده بالها

  • نیلوبلاگ

    مولوی : ای طایران قدس را عشقت فزوده بالها در حلقه سودای تو روحانیان را حالها در لا احب افلین پاکی ز صورتها یقین در دیدههای غیب بین هر دم ز تو تمثالها افلاک از تو سرنگون خاک از تو چون دریای خون ماهت نخوانم ای فزون از ماهها و سالها کوه از غمت بشکافته وان غم به دل درتافته یک قطره خونی یافته از فضلت این افضالها ای سروران را تو سند بشمار ما را زان عدد دانی سران را هم بود اندر تبع دنبالها سازی ز خاکی سیدی بر وی فرشته حاسدی با نقد تو جان کاسدی پامال گشته مالها آن کو تو باشی بال او ای رفعت و اجلال او آن کو چنین شد حال او بر رو...

    ادامه مطلب
  • مولوی : ای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها

  • نیلوبلاگ

    مولوی : ای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها ای آتشی افروخته در بیشه اندیشهها امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی مطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا در سینهها برخاسته اندیشه را آراسته هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا ای روح بخش بیبدل وی لذت علم و عمل باقی بهانهست و دغل کاین علت آمد وان دوا ما زان دغل کژبین شده با بیگنه در کین شده گه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا این سکر بین هل عقل را وین نقل بین هل نقل را کز بهر نان و بقل را چندین نشاید ماج...

    ادامه مطلب