
آه ، ای ناشناسِ ناهمرنگ بازگو ، خُفته در نگاهِ تو چیست ؟چیست این اشتیاق سرکش و گُنگ در پس دیده ی سیاهِ تو چیست ؟چیست این ؟ شعله یی ست گرمی بخشچیست این ؟ آتشی ست جان افروزچیست این ، اختری ست عالمتاب چیست این ؟ اخگری ست محنت سوز بر لبان دُرشتِ وحشیِ تو گرچه نقشی ز خنده پیدا نیست لیک در دیده ی تو لبخندی ست که چو او ، هیچ خنده زیبا نیستشوق دارد ، چو خواهشِ عاشق از لب یارِ شوخِ دلبندششور دار...
ادامه مطلب