
شب است و من شوق وصل تو را دارم چه غافلم کز تو چشم وفا دارم تو از کجا دانی کاندر دل پر شرر نیمه شب تا سحر ناله ها دارم یک نفس به دادم برس که غیر از تو کس ندارم، همای من یک نظر به رویم نگر شبی تا سحر فکن سایه ام به سر تا مگر از دو چشمم گهر در صدف بارم چه وعده ها که دادی، اما وفا نکردی گفتی کنم محبت، آخر چرا نکردی آنچه که شرط یاری است با آشنا نکردی برو برو که هرگز با ما صفا نکردی ...
ادامه مطلب
من که فرزند اين سرزمينم در پي توشه اي خوشه چينم شادم از پيشه ي خوشه چيني رمز شادي بخوان از جبينم قلب ما، بود مملو از شادي بي پايان سعي ما، بود بهر آبادي اين سامان خوشه چين، کجا اشک محنت به دامن ريزد خوشه چين، کجا دست حسرت زند بر دامان اي خوشا، پس از لحظه اي چند، آرميدن، همره دلبران خوشه چيدن از شعف، گهي همچو بلبل، نغمه خواندن، گه از اين سو به آنسو پريدن قلب ما بود... برپا بود جشن انگور، اي افسونگر...
ادامه مطلب
رمضان گلدی ینه،هامی مسلمان اولاجاق! دین اسلام اوجالوب،خلق نماز خوان اولاجاق! او آداملار که ائدیب،میلته چوخ جور وستم! هامیسی بیر گئجه ده،قاری قرآن اولاجاق! "کریمی مراغه ای" ...
ادامه مطلب
باز ای الهه ی ناز ، با دل من بساز کین غم جانگداز ، برود ز برم گر دل من نیاسود ، از گناه تو بود بیا تا ز سر گنهت گذرم باز ، می کنم دست یاری ، به سویت دراز بیا تا غم خود را با راز و نیاز ز خاطر ببرم گر نکند تیر خشمت دلم را هدف به خدا هم چون مرغ پر شور و شعف به سویت بپرم آن که او به غمت ، دل بندد چون من کیست؟ ناز تو بیش از این بهر چیست؟ تو الهه ی نازی در بزمم بنشین من تو را وفادارم ، بیا که جزین نباشد هنرم این همه بی وفایی ندارد ثمر به خدا اگر از من نگیری خبر نیابی اثرم شعر آهنگ : کریم فکور پی نوشت : خوانندگان بسیاری از روی این شعر ترانه خواننده اند ، ولی صوت دلنشین ...
ادامه مطلب