
من گرفتار شبم در پی ماه آمده امسیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام ،سیب دندان زده از دست تو افتاد زمینباغبانم که فقط محض نگاه آمده ام ،چال اگر در دل آن صورت کنعانی هستبی برادر همه شب در پی چاه آمده ام ،شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستندمن به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ،این همه تند مرو شعر مرا خسته مکنمن که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام،"فریدون مشیری"...
ادامه مطلب
من گرفتار شبم در پی ماه آمده امسیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام ، سیب دندان زده از دست تو افتاد زمینباغبانم که فقط محض نگاه آمده ام ، چال اگر در دل آن صورت کنعانی هستبی برادر همه شب در پی چاه آمده ام ، شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستندمن به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ، این همه تند مرو شعر مرا خسته مکنمن که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام، "فریدون مشیری" ...
ادامه مطلب
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهتشبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهتدر انتظار تو چشممسپید گشت و غمی نیستاگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهتز گرد راه برون آ که پیر دست به دیواربه اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهتبیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاهنمیرمد مگر از توتیای گرد سیاهتبیا که جز تو سزاوار این کلاه و ک...
ادامه مطلب