
تو عاشقانه ترین اتفاق ِ بارانیبه یاس های غزل پوش ِ عشق می مانیاز آسمان دعای من آمدی به زمینبرای هم نفسی با دو بال ِ پنهانیکه روسپید شوم پیش اشک های خودمهنوز مانده به غم آمدی و می دانیکه انتظار مرا سخت مضطرب کردهبگو که هستی و با من همیشه می مانیچقدر حال و.هوای نگاهت آرام استتو چشم های مرا از بری که می خوانیچقدر با تو به رؤیای خواب نزدیکمچقدر دور ز کابوس هر پریشانیبه ابرهاي دلم تا همیشه مدیونمتو عاش...
ادامه مطلب
ایرج جنتی عطایی : طعم ِ خیس ِ اندوه و اتفاق ِ افتاده یه … “آه ! … خداحافظ” … یه فاجعه ی ساده خالی شدم از رویا ، حسی منو از من برد یه سایه شبیه ِ من ، پشت ِ پنجره پژمرد ای معجزه ی خاموش ، یه حادثه روشن شو یه لحظه .. فقط یه “آه” ، همجنس ِ شکفتن شو از روزن ِ این کنج ِ خاکستری ِ پرپر مشغول ِ تماشای ویرون شدنِ من شو برگرد ، به برگشتن ، از فاصله دورم کن یه خاطره با من باش ، یه گریه مرورم کن از گـُرگـُر ِ بی رحم ِ این تجربه ی من سوز پرواز ِ رهایی باش ، به ضیافت دیروز به کوچه که پیوستی ، شهر از تو لبالب شد لحظه ، آخر ِ لحظه ، شب عاقبت ِ شب شد آغوش ِ جهان رو به دلشوره شتابان بود راهی شدنت حرف ِ نقطه چین ِ پایان بود … از : ایرج جنتی عطایی ____مطالب مرتبطـ :____ ♫♫ شعر ترانه و تصنیف...
ادامه مطلب