
بیژن ترقی :به رهی دیدم برگ خزان پژمرده ز بیداد زمان کز شاخه جدا بود ....................چو زگلشن روکرده نهان در رهگذرش بادخزان چـون پیک بلا...
ادامه مطلب
ای یار، نسیم از جامه ی پاکِ سپید تو می گوید... تو را نبیند چشم؛ دل ولی چشم به راست! به من آورده باد نام تو را صباح؛ صدای پاهای تو می پیچد روی کوه ... تو را نبیند چشم؛ دل ولی چشم به راست! در برجهای تاریک می زنند زنگها ... تو را نبیند چشم؛ دل ولی چشم به راست! صدای چکشها از جعبه ی سیاه می گوید؛...
ادامه مطلب
تا بهار دلنشین آمده سوی چمنای بهار آرزو بر سرم سایه فکنچون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذرتا که گلباران شود کلبه ویران من تا بهار زندگی آمد بیا آرام جانتا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشانچون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمیچون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهانتا بهار دلنشین آمده سوی چمنای بهار آرزو بر سرم سایه فکنچون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذرتا که گلباران شود کلبه ویران من باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتمچون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتمای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه امباز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه ام از بیژن ترقی ____مطالب مرتبط : ____ :: ♫♫ شعر ترانه و تصنیف ...
ادامه مطلب
تو که راهی شدی نمی دانی،معنی بی قرار یعنی چه.. مثل یک ماهواره ی تنها ، گـــم شدن در مدار یعنی چه.. حمله ی لشکر غزل دیدی؟،امشب از حس شعر لبریزم غرق آرامشی نمی فهمــی، لحظه ی انفجار یعنی چه.. می روی سمت یک فراموشی..،چمدانی گرفته ای در دست.. شاعـــری بی قــــرار می فهمد ، سوت تلــخ ِ قطار یعنی چه.. با صدای رسا که می خندی،بنده مسئول خنده ها هستم بی خیالـــی تو و نمی فهمــی ، شانه ی زیر بار یعنی چه.. دل من را زدی بـــه دریاهــا ، دل دریـــا ندیده ی ترســـو چشم دریایی ات به من فهماند،آبی بی گدار یعنی چه.. مدتـــی می شود پـــر از دردم، مثل یک سال پیش حال خودت تو خودت...
ادامه مطلب