خرید بک لینک

ای یار، نسیم

از جامه ی پاک ِ سپید تو می گوید...

تو را نبیند چشم؛

دل ولی چشم به راست!

به من آورده باد

نام تو را صباح؛

صدای پاهای تو

می پیچد روی کوه ...

تو را نبیند چشم؛

دل ولی چشم به راست!

در برجهای تاریک

می زنند زنگها ...

تو را نبیند چشم؛

دل ولی چشم به راست!

صدای چکشها

از جعبه ی سیاه می گوید؛

جای گور

صدای بیل ...

تو را نبیند چشم؛

دل ولی چشم به راست!

از : آنتونیو ماچادو

ترجمه از : بیژن الهی

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 11:37

صفحه بندی