
غوغای نگاه ..سر به زیر انداختم در آینه ، جای نگاهمثل مژگان سر نهم هر لحظه بر پای نگاهآبرویم را نمی ریزد به پایش ، آینهشرم می گیرد مرا در بر ، در اثنای نگاهغیرت آیینه را حیرت ، تلافی میکندگل نخواهد کرد از بلبل تمنّای نگاهرخنه در دل ، فتنه و آشوب بر پا می کندپای در کار ست دائم ، کار فرمای نگاهمحرم باغ تجلّی ساز ، چشمان مرادر حریم دل شود تا عالم آرای نگاهگوشه ی چشمان تو ، خنیاگر میخانه هاستساغر از خود می شود بی خود به مینای نگاهمی دهد بر باد روزی آه ، جاه ظلم راشوخ چشمان بلا را نیست پروای نگاهمردم آزاری نمی بیند کسی ، از چشم تومی بخور منبر بسوزان ست غوغای نگاهجواد مهدی پور بخوانید...
ادامه مطلب
زن، پیانوستامّا مردانِ بیشمارینواختن نمی دانند!زن مثلِ زبان استامّا مردانِ بیشماریدر زندگیِ خود کتابی نخوانده اند!زن سرزمینی باروَرامّا مرد، خشنمثل بولدوزِر است!زن، ایستگاه استامّا مردقطارِ تُندروی ِ شبانه.کالبدِ زن چون عبادتگاهو تنِ مردقهوه خانه ای در راه!زن، تنها گنجشکی می خواهدامّا مرد، همه ی زنان را!#نزار_قبانی برگردان #دکتر_یدالله_گودرزی (شهاب)از کتاب: جمهوری زنان بخوانید...
ادامه مطلب
حَجَر از حافظه ها پاک شده...می فهمی؟؟پسرت صاحب ادراک شده ,می فهمی؟به خدا حق,همه ی آنچه تو می گویی نیست!پدرم!حضرت حق آنکه تو می جویی نیست!پدرم! ما همه در ظاهر دین بند شدیمهمگی منحرف از دین خداوند شدیمغربت عقل نمایان شده امروز پدر! نام عباس علی نان شده امروز پدر!دین نگفته ست ز خون شهدا وام بگیر!کربلا رسم کن از گریه کنان شام بگیر!شش دهه هر شب و هر روز سرش را کندنددر خفا آآه! به ریش همه مان می خندند!بردن نام علی رمز مسلمانی نیستدین به اینقدر عزاداری طولانی نیستعلی از قوت جهان لقمه ی نانی برداشتقدم خیر که برداشت نهانی برداشتجانفدا؟ شیعه؟ محب؟ دوست؟ کدامی ای دوست؟تو خودت حکم کن! اینجا چه کسی پیرو اوست؟؟مال مردم خوری و گردن کج پیش خدا؟؟در سرا با پری و توی حرم با مولا؟؟شیخ هامان به شکم بار...
ادامه مطلب
می ترسم !در خیابان سعدی عشق را ملامت کنندو در میدان حافظبه دار بیاویزند شاهنامه ای می شود فردوسیکه تا خیابان انقلابقلب شهر رادر بزرگراه های منتهی به آزادیمسدود می کند روی گسل زلزله آرام قدم بگذارنبض تهرانضعیف می زند از کتابِ (خیابان تشنه ی زمین خوردن است) " بارما شریبی " ...
ادامه مطلب
گذشته ام را به باد داده امتا اندوهم را نشناسی مرا با رنگین ترین پیراهنم به یاد بیاور ای عشق من تمام فصل های سالام که در حیاط خانه ی تو رنگ به رنگ می شوم تو لحظه به لحظه در من زندگی کرده ای چگونه فراموشت کنم وقتی هرگز تو را به خاطر نسپرده ام!؟ تو در من جریان داری دشت چگونه رودی را که از دلش عبور م...
ادامه مطلب
شبیه اسب درونم دوباره رم کرده ببین نبودی و وحشت چه با دلم کرده به لطف قوزم و مویی سپید بعد از تو شدم چو شاخه ی خشکی که برف خم کرده نپرس از تب و لرزم،نگو چه با من کرد همان که زلزله با خانه های بم کرده شب است و آینه جغدی کشیده است از من دو چشم بهت زده،صورتی ورم کرده تو نیمه ی من و من جسم جان به لب شده ام که روح پر تب و تابش به او ستم کرده بیا ببین که چه آشی برای من پخته همان کسی که برای تو چای دم کرده جواد منفرد...
ادامه مطلب
جواد اسلامی : بچین میز قمارت را دل از من روی ماه از تو بیا بردار بازی کن سفید از من سیاه از تو همیشه آخر بازی کسی که سوخت من بودم همیشه باخت با من بوده گاه از عشق گاه از تو تو رخ می تابی و من قلعه ات را آرزومندم خر است این اسب اگر یک لحظه بردارد نگاه از تو گل من فیل ما مست است و گاهی کجروی دارد نگیری خرده بر مستان اگر بستند راه از تو در این بن بست حیرانی کجا می رانی ام دیگر چه دارم رو کنم زیبای کافر کیش اه از تو ...
ادامه مطلب