خرید بک لینک

شبیه اسب درونم دوباره رم کرده

ببین نبودی و وحشت چه با دلم کرده

به لطف قوزم و مویی سپید بعد از تو

شدم چو شاخه ی خشکی که برف خم کرده

نپرس از تب و لرزم،نگو چه با من کرد

همان که زلزله با خانه های بم کرده

شب است و آینه جغدی کشیده است از من

دو چشم بهت زده،صورتی ورم کرده

تو نیمه ی من و من جسم جان به لب شده ام

که روح پر تب و تابش به او ستم کرده

بیا ببین که چه آشی برای من پخته

همان کسی که برای تو چای دم کرده

جواد منفرد

برچسب: جواد منفرد,جواد منفرد شعر,جواد منفرد کهلان,جواد منفرد شاعر,جواد منفرد کتاب,شعرهای جواد منفرد,بیوگرافی جواد منفرد,وبلاگ جواد منفرد,غزل جواد منفرد,محمد جواد منفرد, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 6:49

صفحه بندی