بهترین شعرهایی که خوانده ام

متن مرتبط با «دکتر جویا معروفی» در سایت بهترین شعرهایی که خوانده ام نوشته شده است

شعر دلتنگی از دکتر یدالله گودرزی

  • نیلوبلاگ

    در دوري چشمانِ تو دلتنگ ترينمچون بغضِ گره خورده به خود؛سنگترينم!هرچندكه ازچشمِ توافتاده ام اي دوست!شادم كه چنان اشكِ تو بي رنگ ترينممانندِچراغی تهِ یک کوچه ی بن بستاز تیرک ِ مژگانِ تو آونگ ترینم!كافي ست كه پلكي بزني تاكه بميرممن پيشِ نگاه تو هماهنگ ترينم....!#یدالله_گودرزى بخوانید...

    ادامه مطلب
  • داستان رمی / عباس معروفی

  • نیلوبلاگ

    صبح زود از بیابانهای اطراف بیست و یك سنگ كوچك پیدا كرده بود، در همیان سفید چرمیاش ریخته بود و حالا میرفت كه از بیرون محوطهی جمرات به هر ستون هفت بار سنگ بكوبد. خوانده بود و با دقت به ذهن سپرده بود كه: "شیطان را علاوه بر درون، در نماد هم باید سنگباران كرد و راند."نه، اگر این بازوی كشیده و قشنگ را، كه به طور ناگهانی از زیر حوله بیرون افتاده بود، نمیدید- او خودش را بهتر از همه میشناخت، جوان سربراهی كه افتخار حج یك ماه پیش به طور ناگهانی نصیبش شده بود- نمیتوانست در برابر ستون جمره از خشم خود چشم بپوشد، محكم میكوبید، با جان و دل. همهی دردهاش را در سنگ تمركز میداد و پرتاب میكرد. و اگر میتوانست صورت زن را آن هم فقط یك بار ببیند آرام میشد، حال خوشی مییافت و خود را میسپرد به جمعیت كه او را برانند. ام...

    ادامه مطلب
  • عباس معروفی/ شعر نبودنت

  • نیلوبلاگ

    دوری تومزهی قبر میدهد چقدراین گلدان هم پژمردکسی آبش نداده بوددستهات توی دستهام بودو بیدار شدممیخواهمباز چشمهام را ببندمسراسیمه میآییخودت را میسپاری به دستهای منبا تنت چکار کنم؟پلک میزنمو به سقف خیره میشومبا نبودنت چکار کنمعباس معروفی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نزار_قبانی xa0برگردان #دکتر_یدالله_گودرزی xa0(شهاب) از کتاب: جمهوری زنان

  • نیلوبلاگ

    زن، پیانوستامّا مردانِ بیشمارینواختن نمی دانند!زن مثلِ زبان استامّا مردانِ بیشماریدر زندگیِ خود کتابی نخوانده اند!زن سرزمینی باروَرامّا مرد، خشنمثل بولدوزِر است!زن، ایستگاه استامّا مردقطارِ تُندروی ِ شبانه.کالبدِ زن چون عبادتگاهو تنِ مردقهوه خانه ای در راه!زن، تنها گنجشکی می خواهدامّا مرد، همه ی زنان را!#نزار_قبانی برگردان #دکتر_یدالله_گودرزی (شهاب)از کتاب: جمهوری زنان بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی / عباس معروفی

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی یعنی فکر کردن به پرواز به خندههای بیدلیلت در راه خانه نگاههای "مال خودمی"ات در جمع دلتنگی یعنی کش رفتن آدامس جویده ات و غوطهور شدن در طعم لب هات دلتنگی یعنی چشمهای تو امشب سرخ بود و چ...

    ادامه مطلب
  • دکتر_مهدی_حمیدی / ما آزموده ایم حریفان چه ابلهند

  • نیلوبلاگ

    (معنای اَه)ما آزموده ایم حریفان چه ابلهنداز قامتِ کلامِ برازنده کوتَهَندپیر طریقتند به شهرِ "ادب" ولیدر راه مُلکِ "شعر" چو طفلان گمرهندطفلند و از خیار سر و ته نمی کُنندخود را سرِ خیار شناسند و زان تَهند..پنداشتی که معنی مردمگیاه چیست؟آنَک نه مردمی که به مردم مشابهند!مسندنشین خَرگه فضلند و ای دریغهنگام نقدِ شعر همان میخِ خرگَهنددر لاف برگشاده ترند از دهانِ شیردر ذوق درکشیده تر از چشم روبهند.بر روح مرده گرم ترند از دمِ جحیمبر جانِ زنده سرد تر از بادِ دِیْ مَهند.مشتی سگند مرده خور و استخوان پرستکز سایه ی قبور به عیشِ مرفهند.لنگند و ایستاده چو نیلوفر از چنارپستند و سربلند که میرآخورِ شَهندصِفرند و خودبخود نه سزاوارِ اعتنازاعداد دیگرست اگر مُعتنابِهَندخاموش و آفرین خوان، وین هر دو نابجاسَرْشان ز ...

    ادامه مطلب
  • دکتر افشین یداللهی : آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم

  • نیلوبلاگ

    دکتر افشین یداللهی : آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیمدر آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیمداغیم، نمیفهمیم؛ تا فاجعه راهی نیستسردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیماز مرهمِ یکدیگر تا زخمیِ هم بودن راهیست که بیمقصد، با عشق سفر کردیمشعریم و نمیخوانیم، شوقیم و نمیخواهیمچشمیم و نمیبینیم، سبزیم ولی زردیماین فصلِ پریشان را برگی بزن و بگذردر متنِ شبِ بیماه، دنبالِ چه میگردیم؟بیداریِ رویایی، دیدی که حقیقت داشتما خاطرههامان را از خواب نیاوردیمتردید نکن در شوق، تصمیم نگیر از خشمآرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیمافشین_یداللهی ...

    ادامه مطلب
  • دکتر یدالله گودرزی / گاه گاهی دلِ خود را به دلِ من بِسپار!

  • نیلوبلاگ

    رودِ تنهاییِ من تا ابدیت جاری استرودِ تنهاییِ من ماضیِ استمراری استزندگی مثل همین قصّه ی تنهایی مناختیاری است که در ذاتِ خودش اِجباری استدل که دل نیست، بلوری ست که از فرطِ غبارمثل یک ظرفِ عتیقه تَهِ یک انباری است!موشها ذهنِ مرا، روحِ مرا می کاوند!چند...

    ادامه مطلب
  • مولانا / بلاجویان دشت کربلایی

  • نیلوبلاگ

    کجایید ای شهیدان خداییبلاجویان دشت کربلاییکجایید ای سبک روحان عاشقپرندهتر ز مرغان هواییکجایید ای شهان آسمانیبدانسته فلک را درگشاییکجایید ای ز جان و جا رهیدهکسی مر عقل را گوید کجاییکجایید ای در زندان شکستهبداده وام داران را رهاییکجایید ای در مخزن گشادهکجایید ای نوای بینواییدر آن بحرید کاین عالم کف او استزمانی بیش دارید آشناییکف دریاست صورتهای عالمز کف بگذر اگر اهل صفاییدلم کف کرد کاین نقش سخن شد...

    ادامه مطلب
  • شعری کمتر منتشر شده از دکتر افشین یداللهی

  • نیلوبلاگ

    یکروز می آیی که من، دیگر دچارت نیستماز صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستم یکروز می آیی که من، نه عقل دارم نه جنوننه شک به چیزی، نه یقین، مست و خمارت نیستم شب زنده داری می کنی، تا صبح زاری می کنیتو بی قراری می کنی، من بی قرارت نیستم پاییز تو سر میرسد، قدری زمستانی و بعدگل میدهی، نو میشوی، من در بهارت نیستم زنگارها را شسته ام، دور از کدورت های دورآیینه ای پیش توام، اما کنارت نیستم دور دلم دیوار نیس...

    ادامه مطلب
  • نظریه ی جالب دکتر الهی قمشه ای در باره دعوا

  • نیلوبلاگ

    برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر ...

    ادامه مطلب
  • جویا معروفی : همراه و هم قبیله ی باد خزان شدیم

  • نیلوبلاگ

    جویا معروفی : همراه و هم قبیله ی باد خزان شدیم بر ما چه رفته است که نامهربان شدیم؟ بر ما چه رفته است که در ختم دوستان هی هی کنان به هیات شادی دوان شدیم بر ما چه رفته است که از هم بریده ایم؟ بر ما چه رفته است که بی ساربان شدیم؟ دنیا به جز فریب چه دارد؟ دریغ! هیچ تیری زده ست بی هدف و ما نشان شدیم هر جا که میرویم دریغی نشسته است امید و عشق را به خدا قصه خوان شدیم گفتید روشنیم و جوانیم و سربلند گفتم که پیر و خسته دل و ناتوان شدیم بر باد داده ایم شکوه گذشته را دیگر چه جای قصه که بی خانمان شدیم ...

    ادامه مطلب