
آمد سحــــری نــدا ز میخــــانه ماڪاِی رنــــدخــــراباتی دیوانه مابرخیزڪه پُرڪنیم پیمانه زمیزان پیش ڪه پُر ڪنند پیمـانه ما" سلمان ساوجی"u200d .....
ادامه مطلب
سلمان ساوجی :جان من میرقصد از شادی، مگر یار آمدهستمیجهد چشمم همانا وقت دیدار آمدهستجان بیمارم به استقبال آمد، تا به لبقوتی از نو مگر، در جان بیمار...
ادامه مطلب
مسعودِ سعدِ سلمانروزِ مهر و ماهِ مهر و جشنِ فرخ مهرگانمهر بِفزای، ای نگارِ مهرجویِ مهربانتا خزانی باد، سویِ بوستان، لشگر کشیدزینتش گشته ست رویِ ارغوان، چون زعفرانجوشن و برگستوان از خَز، باید ساختنکامَد اینک با لباسِ لشگری، بادِ خزانفرخ و فرخنده بادَت، مهرگان و روزِ مهرمُلک از تو با نشاط و تو زِ مُلکت شادمان ...
ادامه مطلب
رمضان گلدی ینه،هامی مسلمان اولاجاق! دین اسلام اوجالوب،خلق نماز خوان اولاجاق! او آداملار که ائدیب،میلته چوخ جور وستم! هامیسی بیر گئجه ده،قاری قرآن اولاجاق! "کریمی مراغه ای" ...
ادامه مطلب
آنقدر از مقابل چشمان تو رد شدمتا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم منظومه ای برابر چشمم گشوده شدآنشب که از کنار تو آرام رد شدم گم بودم از نگاه تمام ستارگانتا اینکه با دو چشم سیاهت رسد شدم... شاید به حکم جاذبه شاید به جرم عشقدر عمق چشمهای تو حبس ابد شدم... محمد سلمانی...
ادامه مطلب