بهترین شعرهایی که خوانده ام

متن مرتبط با «مهدی فرجی عاشقانه» در سایت بهترین شعرهایی که خوانده ام نوشته شده است

حمید رضا حامدی / شعر عاشقانه

  • نیلوبلاگ

    ﺁﻣﺪﯼ ﻃﺒﻌﻢ ﺷﮑﻮﻓﺎ ﺷﺪ، ﺑﻬﺎﺭﺍﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺷﺪ ﺧﯿﺲ ﺧﯿﺲ ﺍﺯﺷﻮﻕ، ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟ﺁﻣﺪﯼ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﯼﺭﻭﺡ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰﯼ ﻣﻦ! ﺩﺭ ﺗﻨﻢ ﺟﺎﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟" ﺁﻣﺪﯼ ﻭ ﻫﺮ ﺧﯿﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﺍﭘﯿﺶ ﭘﺎﯾﺖ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪﻡ ﻋﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟ "ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﯼ ﺯﻧﺠﯿﺮﯼ ﻣﻮﯼ ﺗﻮﺍَﻡﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣّﯿﺪ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ، ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟" ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻋﺸﻖ ﺯﻻﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﻨﺠﯽ ﺑﺎ ﻗﺴﻢﺍﯼ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮ ﻟﺒﻢ ﺳﻮﮔﻨﺪ، ﻗﺮﺁﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟ "ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﮔﺮﺩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻧﮕﯿﺮﺩ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﺁﺋﯿﻨﻪ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟ﺷﺮﻁ ﮐﺮﺩﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺧﺎﻃﺮﻡﺧﻮﺩ ﮐﻪ ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﯼ ﺧﻮﺏ! ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟ﺷﺮﻁ ﮐﺮﺩﯼ ﺟﺰ ﺗﻮ ﺩﺭﻣﻦ ﮔﺎﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭﺩ ﮐﺴﯽﻗﻠﻌﻪ ﺍﯼ ﻣﺘﺮﻭﮎ ﻭ ﮔﻤﻨﺎﻣﻢ، ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟ﺁﻥ ﻗﺪَﺭ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪ ﺩﻟﻢﺣﺲّ ﺻﺤﺮﺍ ﮔﺮﺩِ ﺷﻬﺮﺁﺷﻮﺏ! ﺗﻮﻓﺎﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟ﮔﺮﺩﺑﺎﺩ ﺩﺍﻣﻦ ﻣﻮّﺍﺟﺖ ﺁﺗﺶ ﺯﺩ ﻣﺮﺍﺭﻗﺺ ﻣﺸﻌﻞ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺷﻦ ﺩﺭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟از حمید رضا حامد...

    ادامه مطلب
  • اشعار عاشقانه مولانا

  • نیلوبلاگ

    اشعار مولانا درباره عشقیک بوسه ز تو خواستم و شش دادیشاگرد که بودی که چنین استادیخوبی و کرم را چو نکو بنیادیای دنیا را ز تو هزار آزادی**************گر شاخهها دارد تریور سرو دارد سروریور گل کند صد دلبریاي جان، تو چیزی دیگری***************دلبر و یار من تویی رونق کار من توییباغ و بهار من تویی بهر تو بود بود منخواب شبم ربودهای مونس من تو بودهایدرد توام نمودهای غیر تو نیست سود منجان من و جهان من زهره آسمان منآتش تو نشان من در دل همچو عود منجسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدمهیچ نبود در بین گفت من و شنود من بخوانید...

    ادامه مطلب
  • جواد مهدی پور / غوغای نگاه

  • نیلوبلاگ

    غوغای نگاه ..سر به زیر انداختم در آینه ، جای نگاهمثل مژگان سر نهم هر لحظه بر پای نگاهآبرویم را نمی ریزد به پایش ، آینهشرم می گیرد مرا در بر ، در اثنای نگاهغیرت آیینه را حیرت ، تلافی میکندگل نخواهد کرد از بلبل تمنّای نگاهرخنه در دل ، فتنه و آشوب بر پا می کندپای در کار ست دائم ، کار فرمای نگاهمحرم باغ تجلّی ساز ، چشمان مرادر حریم دل شود تا عالم آرای نگاهگوشه ی چشمان تو ، خنیاگر میخانه هاستساغر از خود می شود بی خود به مینای نگاهمی دهد بر باد روزی آه ، جاه ظلم راشوخ چشمان بلا را نیست پروای نگاهمردم آزاری نمی بیند کسی ، از چشم تومی بخور منبر بسوزان ست غوغای نگاهجواد مهدی پور بخوانید...

    ادامه مطلب
  • محمدمهدی نورقربانی / نمی رود ز سر من هوای بعضی ها

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفته دوباره برای بعضی هانمی رود ز سر من هوای بعضی هابه ماه گفت شبی ، آفتابگردانیبرو که پُر شدنی نیست جای بعضی هاچی ام؟ نوار سیاهی به روی قاب زمانپُر است حافظه ام از صدای بعضی هاغریب چون پسر نو...

    ادامه مطلب
  • صالح دُروند / هر تارِ موی تو غزلی عاشقانه است

  • نیلوبلاگ

    موی تو لشگری xadست برای ستمگریت پیداست موی مشکی xadات از زیر روسریت محصول قرن چندم هجریxad ست قامتت شاعر شده xadست رودکی از لهجهxad ی دریت می xadداد طعمِ چند تمشکِ رسیده را لبxad هام در برابرِ انگورِ عس...

    ادامه مطلب
  • مهدی مظاهری / اینکه دلتــــــنگ توام اقـــرار می خواهد مـــگر؟

  • نیلوبلاگ

    مهدی, مظاهری, : اینکه, دلتــــــنگ توام, اقـــرار می خواهد, مـــگر؟ اینکه, از من دلخوری انکــــــار می خواهد, مگر؟ وقـــت دل کنــدن به فکـــر باز پیــــوستن مباش دل بریـــــــــــــــدن وعده دیدار می خو...

    ادامه مطلب
  • شعر عاشقانه از فریدون مشیری

  • نیلوبلاگ

    شعر عاشقانه از فریدون مشیری :به خارزار جهان، گل به دامنم، با عشقصفای روی تو، تقدیم میکنم، با عشقدرین سیاهی و سردی بسانِ آتشگاه،همیشه گرمم همواره روشنم، با عشقهمین نه جان به ره دوست میفشانم شاد،به جانِ دوست، که غمخوار دشمنم، با عشقبه دست بستهام ای مهربان، نگاه مکنکه بیستون را از پا درافکنم، با عشقدوای درد بشر یک کلام باشد و بسکه من برای تو فریاد میزنم: با عشقفریدون مشیریLet's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اردلان سرافراز / راز و نیاز عاشقانه

  • نیلوبلاگ

    هر گوشهی این جهان تو را میجویمدر اوج سکوتم تو را میگویمای جان جهان و جانم از تو سرشاردست از طلب تو من مگر میشویم هر لحظه باتو بودن، یک شعر ناتمامهخاموشی تو دریا، دریایی از کلامه دیدار تو غزلساز، دست تو زخمهی سازچشم تو شهرآواز، دریچهای به پرواز راز و نیاز عاشق، محتاج گفتگو نیستوقت نماز عاشق، قبله که روبرو نیست وقتی که پاسخ عشق، درگیر پیچ و تابهبیآنکه من بپرسم دیدار تو جوابه با دست هر نوازش صد حرف تازه داریتصویر روشن عشق در قاب روزگاری با تو بهانهای هست، آبی و دانهای هستاز هر کجای بنبست راهی به خانهای هست راز و نیاز عاشق، محتاج گفتگو نیستوقت نماز عاشق، قبله که روبرو نیست ما بینیاز گفتن، بیگفتن و شنیدندر حال گفت و گوییم در لحظههای دیدن تو با دل صبورت در ماندن و عبورتبا من به گفت و گویی در غیبت...

    ادامه مطلب
  • دکتر_مهدی_حمیدی / ما آزموده ایم حریفان چه ابلهند

  • نیلوبلاگ

    (معنای اَه)ما آزموده ایم حریفان چه ابلهنداز قامتِ کلامِ برازنده کوتَهَندپیر طریقتند به شهرِ "ادب" ولیدر راه مُلکِ "شعر" چو طفلان گمرهندطفلند و از خیار سر و ته نمی کُنندخود را سرِ خیار شناسند و زان تَهند..پنداشتی که معنی مردمگیاه چیست؟آنَک نه مردمی که به مردم مشابهند!مسندنشین خَرگه فضلند و ای دریغهنگام نقدِ شعر همان میخِ خرگَهنددر لاف برگشاده ترند از دهانِ شیردر ذوق درکشیده تر از چشم روبهند.بر روح مرده گرم ترند از دمِ جحیمبر جانِ زنده سرد تر از بادِ دِیْ مَهند.مشتی سگند مرده خور و استخوان پرستکز سایه ی قبور به عیشِ مرفهند.لنگند و ایستاده چو نیلوفر از چنارپستند و سربلند که میرآخورِ شَهندصِفرند و خودبخود نه سزاوارِ اعتنازاعداد دیگرست اگر مُعتنابِهَندخاموش و آفرین خوان، وین هر دو نابجاسَرْشان ز ...

    ادامه مطلب
  • شعرهای عاشقانه استاد شهریار

  • نیلوبلاگ

    اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبوداز آب رفته هیچ نشانی به جو نبودمژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سوددیگر به چاک سینه مجال رفو نبوددیگر شکسته بود دل و در میان ماصحبت بجز حکایت سنگ و سبو نبوداو بود در مقابل چشم ترم ولیآوخ که پیش چشم دلم دیگر او نبودحیف از ن...

    ادامه مطلب
  • ایلناز حقوقی / تو عاشقانه ترین اتفاق ِ بارانی

  • نیلوبلاگ

    تو عاشقانه ترین اتفاق ِ بارانیبه یاس های غزل پوش ِ عشق می مانیاز آسمان دعای من آمدی به زمینبرای هم نفسی با دو بال ِ پنهانیکه روسپید شوم پیش اشک های خودمهنوز مانده به غم آمدی و می دانیکه انتظار مرا سخت مضطرب کردهبگو که هستی و با من همیشه می مانیچقدر حال و.هوای نگاهت آرام استتو چشم های مرا از بری که می خوانیچقدر با تو به رؤیای خواب نزدیکمچقدر دور ز کابوس هر پریشانیبه ابرهاي دلم تا همیشه مدیونمتو عاش...

    ادامه مطلب
  • مهدی سهیلی / مهلت ما اندک است و عمر ما بسیار نیست

  • نیلوبلاگ

    مهلت ما اندک است و عمر ما بسیار نیستدر چنین فرصت مرا با زندگی پیکار نیست سهم ما چون دامنی گل نیست در گلزار عمریار بسیار است اما مهلت دیدار نیست آب و رنگ زندگی زیبا است در قصر خیالجلوه این نقش جز بر پرده ی پندار نیست با نسیم عشق،باغ زندگی را تازه دارورنه کار روزگار که نه جز تکرار نیست ...

    ادامه مطلب
  • مادر مرا ببخش! / از مهدی سهیلی

  • نیلوبلاگ

    فرزند خشمگين و خطا كار خويش رامادر! حلال كن كه سرا پا ندامتاست با چشم اشكبار، ز پيشم چو می روی سر تا به پای منغرق ملامت است. هر لحظه در برابر من اشک ريختی از چشم پر ملال تو خواندمشكايتی بيچاره من، كه به همه ی اشک های تو هرگز نداشت راه گناهمنهايتی تو گوهری كه در كف طفلی فتادهای من، ساده لوح كودک گوهر نديدهام گاهی به سنگ جهل، گهر را شكستهام گاهی به دست خشم به خاكش كشيدهام صد بار از خطا...

    ادامه مطلب
  • فرامرز عرب عامری / جایی که عاشقانه به جانم خریدمت

  • نیلوبلاگ

    هر روز می روم به مسیری که دیدمت جایی که عاشقانه به جانم خریدمت جایی که دیدم ای گل زیبا شکفته ای اما برای اینکه بمانی نچیدمت یادم نرفته است که چشمان خسته ام افتاده در نگاه تو بود و ندیدمت یعنی ندیدم آمده باشی برای من اما به چشم آمده ها می کشیدمت گر من خدات میشدم ای نازنین من این گونه با وق...

    ادامه مطلب
  • مهدی اخوان ثالث / ز ظلمت ِ رمیده خبر میدهد سحر

  • نیلوبلاگ

    مهدی اخوان ثالث :ز ظلمت ِ رمیده خبر میدهد سحرشب رفت و با سپیده خبر میدهد سحر در چاه ِ بیم، امید به ماه ِ ندیده داشتو اینک ز مهر ِ دیده خبر میدهد سحر از اختر ِ شبان، رمهٔ شب رمید و رفتوز رفته و رمیده خبر میدهد سحر زنگار خورد جوشن ِ شب را، به نوشخنداز تیغ ِ آبدیده خبر میدهد سحر باز از حریق ِ بیشه...

    ادامه مطلب
  • زیباترین متن های عاشقانه

  • نیلوبلاگ

    زیباترین متن های عاشقانه چــقدر دزدیــدنِ نگــاه ِ تــواز چشــمان ِ تــولــذت بخــش اســت!گــویــی تیــله ایاز چشــمم بــه دلــم مــی افتــد!بـــانـــو!بــا مــردی کــه تیــله هــایبسیــار دارد،مــی آیــی؟...پاهایت را بگذار اینجا…درست روی قلبم…ببخش مرا …چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم …آهسته قدم...

    ادامه مطلب
  • تصویر سازی های عاشقانه ی مولانا

  • نیلوبلاگ

    هر که ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین هر که ز ماه گویدت بام برآ که همچنین هر که پری طلب کند چهره خود بدو نما هر که ز مشک دم زند زلف گشا که همچنین هر که بگویدت ز مه ابر چگونه وا شود باز گشا گره گره بند قبا که همچنین گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد بوسه بده به پیش او جان مرا که همچنین هر که بگویدت بگو کشته عشق چون بود عرضه بده به پیش او جان مرا که همچنین هر که ز روی مرحمت از قد من بپرسدت ابروی خویش عرضه ده گشته دوتا که همچنین جان ز بدن جدا شود باز درآید اندرون هین بنما به منکران خانه درآ که همچنین هر طرفی که بشنوی ناله عاشقانه ای قصه ماست آن همه حق خدا که همچنین خانه هر فرشته ام سینه کبود گشته ام چشم برآر و خوش نگر سوی سما که همچنین سر وصال دوست را جز به صبا نگفته ام تا ب...

    ادامه مطلب
  • شعر باغبان از مهدی حمیدی شیرازی

  • نیلوبلاگ

    از برون آمدصدای باغبان گفتکوارباب؟کارشداشتم از درون گفتم که اینجایم، بگو گفتهر جاهرچهبایدکاشتم گفتم آخر بود درگل هایتو نازدلخواهیکهگـفتمداشتی؟ گفت در وا کن بیا بیرون ببین هرگز این گلها که کِشتم کاشتی؟ رفتمودیدم که سِـحر باغبان مـعنی نـاسازگاری سوخته آتشی از شمعدانیهای سرخ درحریر سبزه ها افروخته جعد شـبنم دار سنبل خورده تاب در هوا پاشیده مشک و زعفـران چشم مستنرگسبیدادگر بازگشته تازه ازخوابگران و آن بنفشه زرد و مشکین و کبود غرق گل چسبیده در آغوش هم تاجَهَدازمحبسشمشاد ها رفته بالا ازسرواز دوش هم زیرتارگیسویافشانبید سوسن و مینا و ناز افتاده است هر زمان در سینهی گلهای سرخ برگلرزانچنارانبرده ادست لحظه ای در هر گلی کردم نگاه زیر لبگفتم که پس آن ناز کو؟ باغبان بر شاخهای انگش...

    ادامه مطلب
  • گلچین اشعار عاشقانه و عرفانی خواجه حافظ شیرازی

  • نیلوبلاگ

    ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستشب تـار است و ره وادی ایمـــن در پیشآتش طــور کـــجا موعــــد دیــدار کــــجاستهــر کــــه آمـــد به جهان نقش خرابـــــی دارددر خـــرابات بگــــویید کــــه هشیـــار کـــجاستآن کــــس است اهـــل بشارت کــــــه اشارت داندنکــــتهها هست بســـی محـــرم اســـرار کــجاستهـــــر ســــر مـــوی مــــرا بـا تـــو هـــزاران کــــار استمـــا کـــجاییـــم و مـــلامـــت گـــر بـــیکـــار کـــجاست...حافظ شیرازی بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنیخـــون خوری گـــر طلب روزی ننهــاده کـــنیآخــرالامـــر گــــل کــوزه گـــران خواهــی شــــدحالیـــا فکـــر سبــو کـــن کـــــه پـر از بـاده کنـــیگـــــر از آن آدمیــانی کـــــه بهشتت هوس استعیـــش با آ...

    ادامه مطلب
  • نامه های ماندگار / نامه ی عاشقانه ملک الشعرای بهار

  • نیلوبلاگ

    این متن نامه ملک الشعرای بهار به سودابه صفدری(بهار) پیش از ازدواج است درحالی که هنوز او را ندیده و تنها وصف او را از دوستان شنیده بوده است.دوست ابدی من قربانت شوم. با این که شما را ندیدهام، از بخت خودم اطمینان دارم که گنجینهی عزیز و ثابتی برای قلب و روح خویش انتخاب نمودهام. ولی نمیدانم احساسات شما از چه قرار است. عزیزم من خودم را برای شما معرفی مینمایم.یک جوان ثابت العقیدهی خوش قلب، فعال و ساعی، پر حرارت و با غیرت، در دوستی محکم و در دشمنی با اهمیت. حیات من در یک فامیل خوش اخلاق متدین بوده و در دامان مادر فاضله و حق پرستی تربیت شده ام. در فامیل ما خست و دروغگوئی، اصراف و هرزه خرجی موجود نبوده و نیست. به ما یعنی به خود و خواهر و دو برادرم، همواره توصیه شده است که کار کن و فعال بوده و نان خود...

    ادامه مطلب