
گرچه اندر بزم کم گويد سخن يک دم او گرمي صد انجمن بي پران را ذوق پروازي دهد پشه را تمکين شهبازي دهد با سلاطين در فتد مرد فقير از شکوه بوريا لرزد سرير از جنون مي افکند هويي به شهر وارهاند خلق را از جبر و قهر مي نگيرد جز به آن صحرا مقام کاندرو شاهين گريزد از حمام قلب او را قوت از جذب و سلوک پيش سلطان نعره ي او لاملوک آتش ما سوزناک از خاک او شعله ترسد از خس و خاشاک او بر نيفتد ملتي اندر نبرد تا درو باقيست يک درويش مرد آبروي ما ز استغناي اوست سوز ما از شوق بي پرواي اوست خويشتن را اندر اين آئينه بين تا ترا بخشند سلطان مبين حکمت دين دل نوازيهاي فقر قوت دين بي نيازيهاي فقر مؤمنان را گفت آن سلطان دين «مسجد من اين همه روي زمين » الامان از گردش نه آسمان مسجد مؤمن بدست ديگران ...
ادامه مطلب
ندانم کان مه نامهربان، یادم کند یا نه؟فریبانگیز من، با وعدهای شادم کند یا نه؟خرابم آنچنان، کز باده هم تسکین نمییابملبِ گرمی شود پیدا که آبادم کند یا نه؟صبا از من پیامی ده، به آن صیاد سنگین دل:که تا گل در چمن باقی است، آزادم کند یا نه؟من از یاد عزیزان، یک نفس غافل نیم امانمیدانم که بعد از من، کسی یادم کند یا نه؟رهی، از نالهام خون میچکد، اما نمیدانمکه آن بیدادگر، گوشی به فریادم کند یا نه؟رهی معیری ...
ادامه مطلب
اي نهان در اسم هاي مستعار اي دليل نام هاي نامدار اي تو برهان جهان هست و نيست غير تو تسبيح دلها دست كيست؟ مُهر اللهُ صَمد، در جان تو قُل هواللهُ احد، برهان تو سر برآر از غيب تا گردد نهان كرّ و فرّ طاغيان و ظالمان از لبت آواز ده، قد قامتي ذ...
ادامه مطلب
رضی الدین آرتیمانی : کمر تا کی بخونم آن بت نامهربان بندد که باشم من که بر خونم چنان سروی میان بندد شوم قربان دمی صد ره کمان ابروانش را هلال ابرویم هر گه، که ترکش بر میان بندد تراوش میکند راز...
ادامه مطلب
درباره کنسرت سیمرغ:سیمرغ، که داستان زادن و بالیدن زال و همچنین دلباختگی او بر رودابه دختر مهراب شاه کابلی است، یکی از زیباترین و از نظر ساختاری پیچیدهترین بخشهای شاهنامه است. فردوسی در این داستان دغدغههای انسانی همچون بخت و سرنوشت و آز و ترس و بدن...
ادامه مطلب
برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر ...
ادامه مطلب
حکیم ابوالقاسم فردوسی : وصیت خرد در شاهنامه فردوسی *************** کنون ای خردمند وصف خرد بدین جایگه گفتن اندرخورد کنون تا چه داری بیار از خرد که گوش نیوشنده زو برخورد خرد بهتر از هر چه ایزد بداد ستایش خرد را به از راه داد خرد رهنمای و خرد دلگشای خرد دست گیرد به هر دو سرای ازو شادمانی وزو...
ادامه مطلب
خسته ام از هوايِ دل كندن از همه انتظار كشدارم جاده هاي سياه يكطرفه گفته بودم از عشق بيزارم خواب بودم شبيه خواب عدم خواب ...انگار من نبودم هيچ بوسه اي داغ روي پيشاني زدي و من هنوز بيدارم آمدي روزگار تاريكم نور باران شد از نفس هايت رفتي و من نكرده ام باور رفتنت را ،كه غرق انكارم قرص هاي مرا به من بدهي...
ادامه مطلب
شما که سواد داری ، لیسانس داری ، روزنامه خونیبا بزرگون می شینی، حرف میزنی ، همه چی می دونیشما که کله ت پره ، معلّم مردم گنگیواسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمی مونیبگو از چیه که من ، دلم گرفته؟ راه میرم دلم گرفته ، می شینم دلم گرفتهگریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفتهمن خودم آدم بودم ، باد...
ادامه مطلب
این متن نامه ملک الشعرای بهار به سودابه صفدری(بهار) پیش از ازدواج است درحالی که هنوز او را ندیده و تنها وصف او را از دوستان شنیده بوده است.دوست ابدی من قربانت شوم. با این که شما را ندیدهام، از بخت خودم اطمینان دارم که گنجینهی عزیز و ثابتی برای قلب و روح خویش انتخاب نمودهام. ولی نمیدانم احساسات شما از چه قرار است. عزیزم من خودم را برای شما معرفی مینمایم.یک جوان ثابت العقیدهی خوش قلب، فعال و ساعی، پر حرارت و با غیرت، در دوستی محکم و در دشمنی با اهمیت. حیات من در یک فامیل خوش اخلاق متدین بوده و در دامان مادر فاضله و حق پرستی تربیت شده ام. در فامیل ما خست و دروغگوئی، اصراف و هرزه خرجی موجود نبوده و نیست. به ما یعنی به خود و خواهر و دو برادرم، همواره توصیه شده است که کار کن و فعال بوده و نان خود...
ادامه مطلب
مفسران مثنوی معنوی حضرت مولانا منظور از نی را انسان کامل دانستهاند. از آن جمله عبدالرحمن جامی و یعقوب چرخی و اسماعیل انقروی. نیکلسون با الهام از شارحان پیشین میگوید: نمیتوان تردید کرد که نی بطور کلی روح ولی یا انسان کامل را مینمایاند که به سبب جدایی از خود از «نیستان»، یعنی آن عالم روحانی که در مرتبه پیش از وجود مادّی آنجا وطن داشت، نالان است و در دیگران نیز همین اشتیاق را به وطن حقیقیشان زنده میسازد. دیگر اینکه نی به خصوص در اینجا یا کنایه است از حسامالدین (که شاعر با او عارفانه یکی است) یا نشانی است از خود شاعر که وجودش از نفخه الهی پُر است...
ادامه مطلب