
""هیچاهیچ""از درم درتر درآ سرتر درآ ،چاچی کمانمن که مُردم می زنی این بار را باچی کمان؟عادتم بود از همان اول ببازم خویش راآمدی برگیر تیر زَهره را لاچی کمان یک گلستان خنده ی وحشی به دستت ناگهاناز درآ ،صد تیر در پهلو زن آپاچی کمان از تبار عشقم و این عشق نذر چشم توستدین من عشق است ها،دین شماهاچی کمان؟ د...
ادامه مطلب