
و من از آتش و از تار و پود پنبه تنتچه دیدنی ست تو با من نبرد تن به تنتمن آتشم و تو از پنبه ای مراقب باشخدا نکرده نیفتد گذار من به تنتدمی به آینه ها فوت کن بهاراندام !گلاب و عطر و ازین چیز ها نزن به تنت !برای من یکی از چارخانه ها کافی ستکه میهمان بشوم روی پیرهن به تنتبرقص « معبد بشکوه چین » که دیدنی استطواف دامن گلدار ترکمن به تنترسیده آن شب قدری که جبرییل شومو باز گو بشود سوره ی دهن به تنت ...ع...
ادامه مطلب