بهترین شعرهایی که خوانده ام

متن مرتبط با «علی بهادری ماه عسل» در سایت بهترین شعرهایی که خوانده ام نوشته شده است

شعر سلسله زلف / محمدعلی رستمی

  • نیلوبلاگ

    دل سلسله زلف ترا نیک پسندیدآشوب مکن دست مزن سلسله ها راگفتی غزلی به من یا دلکش و دیدمازشش جهت این هلهله ها غلغله ها راتاشعر دلت ساخته گردد چو یکی فرشباید که گره می زده ای حوصله ها راتو درد سرودی و دلم شعر لقب دادبی درد چه فهمد دگر این مرحله ها راپرزخم ترینم تو بدان لطف سرایشبهبود نما اندکی از آبله ها رادانیم ترابغض گلوگیر شد ارنهیک آه تو نابود کند حرمله ها راهرجا که غزل خواندم و یا شعر سرودمدیدیم کف و لبخند ز مردم صله ها رااز : محمد علی رستمی(وصال) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آزار / یزدان ماماهانی

  • نیلوبلاگ

    فــضـای سـبــز بــودم ، بـچـه تُـخـسـی :بــدیـدم سـمـت گـربـه سـنــگ مـیـــزد ..جهش میداد وخویش پیش از اصابت :مـهار میکـرد و بـر سـنگ ، چـنگ مـیـزدبــسـامــد بــچــه ایـنـبــار از درخــتــی :شکست نیـم شاخـه رفـتش سوی گربـهدویــد دنــبــال آن و بـــرده کـــنــجــی :سر و رویَـش ، بـکـوبیـد کـوب و ضـربـهاز این کارش ؛ بجوشیـد دیگِ خـشمـم !شـتـابـان جـانـبـش .. خـصـمـانـه رفـتـمبِــبُـــرد بــالا زَنَــد تَـــرشــاخــه را بـــاز :رســیــدم از قــفـا بــا دســت گــرفــتــمســرش نــعــره کــشـیــدم بـیمـحــابـا !دگـر بـس کـن تو ای بیشـرم و گـسـتاخدلـیـل ایـن هـمـه بـیمـایـگی چـیسـت ؟برین حیـوان تو حیـوان میزنی شـاخ !زبــان بــنــد آمــد و قـاصــر ز گــفـتــن ؛تـنـش لــرزیـده و قـالـب تــهــی کــرد ...

    ادامه مطلب
  • سوزان علیوان / کودکی غمگین

  • نیلوبلاگ

    شعری از سوزان علیوانکاش آنگاه که مادرمکودکی غمگین بودو برای همراهینیاز به دوستی دلسوز داشتمن آنجا بودمتا تنهایی و یتیمیاش رابا خودم قسمت کنم!کاش من از او بزرگتر بودمتا برایش مادری کنم!سوزان علیوان ترجمه یدالله گودرزی (شهاب ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شعری از یزدان ماماهانی

  • نیلوبلاگ

    آنـچـه دیــدم آسِــمـان و ابــرِ ایــران بـیـشـتــرفـقـر میبـاریـد ولی فـحشـا دو چنـدان بیشتـررویِ بـرگِ صـفحـۀ تـابـلـوی بـخـتِ سـوخـتـه :زنــدگانـی درد دارد مـیـکـشـد ، جـان بـیـشـتـرزیـر پایِ زور و جبـر ؛ مـاننـد قالـی گـشتـه بـودگلـنـمـای خـوشنـگار از فـرش کاشـان بـیـشتـرتا عـقاب از آشـیـان دور و نـدارد دسـتـرسـی :میدهـد آنجا کلاغ در خویش ؛ جـولان بیشتـرتــنفـروش و کـودککـار و بـدهــکـار و نــدار :ثـانـیـهوار مـیـشـود تــعــداد آنـــان ، بـیـشـتـرنـانِ سـفـرههـا بـگـردد کـمتـر و خـالـی ، ولـی :گـشتـه حجـمِ جیب پولِ سودجویـان ؛ بیشتـرهمچو یابـویی ، هنـرمنـد سـواری دادن است !هرچقـدر گوشـها درازتـر ، قـوسِ پالان بـیشتـرمیرود بـر انـحـطاط و پَـسـتگِرایـی جـامـعـهچـون تـهـی و عـاری از دانـا و...

    ادامه مطلب
  • یدالله گودرزی / اردی بهشت ماه

  • شعر هر شب /محمدعلی بهمنی

  • نیلوبلاگ

    تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شببدینسان خواب ها را با تو زیبا میکنم هر شبتبی این کاه را چون کوه سنگین میکند، آنگاهچه آتش ها که در این کوه برپا میکنم هر شبتماشاییست پیچ و تاب آتش، آه خوشا بر منکه پیچ و تاب آتش را تماشا میکنم هر شبمرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی جاناچگونه با جنون خود مدارا میکنم هر شبچنان دستم تهی گردیده از گرمای دست توکه این یخ کرده را از بی کسی،ها میکنم هرشبتمام سایه ها را می کشم در روزن مهتابحضورم را زچشم شهر حاشا میکنم هر شبدلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنهاچه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شبکجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی!که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هر شب#محمدعلى_بهمنی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • یزدان ماماهانی/ هفت سین فروردین

  • نیلوبلاگ

    قدم خیر است خوشآمد گو صفای ماه فروردینبه رویِ فرش و میزت باز بچینی سفرهٔ هفت سینبنام سین اول سالم و سرزنده باشی دوستنبینم غم٬ نِشیند بر وجودت شوقْ پاورچینبنام سین دوم سربلند باشی تمام عمرکنی کاری شگفت آور بپیچد بر زبان تحسینبنام سین سوم سادگی هم سازش و یک رنگزند فوّاره در هستی بماند زیر سر بالینچهارم سین سعادتمندی وخوشبختی و نیکیستکمان از آسمان پاشد به سویت هفتمین رنگینبنام سین پنجم هم سبکباریست میخواهمبرایت تا بمانی در ترازوی وقار سنگینو در سین ششم باشد همیشه سازِ بختت کوکنزن تاری ز گیتارِ غم و موسیقیِ غمگینبنام سین هفتم سایهٔ حق بر سرت باشداگر خواهی که هفت سینت قشنگ باشد بگو آمین....#یزدان_ماماهانی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شعر یزدان ماماهانی

  • نیلوبلاگ

    مـن از افــتـادن لـکّـه بـه دامـن مـیهــراسـم !من از کـبریت روشـن لای خـرمـن میهـراسـمکشیدم سیـمِ خاردار دورتـادورم ، کـزین پس :چهدوست و آشنا باشد چه دشمن ، میهراسممـن از دار نــداری و طــنــاب تـنــگــدســتـی :بیـاویخـت و بپـیچیـد دور گردن ، میهراسـمندارم بیمی از زشتـروی نیکوطبع و خوشخو :از آن ماهروی عقرب طین نیشزن میهراسمتـفاوت نـیسـت مـیان بیتـفاوت با مـترسـک !من از آن بیخـیال شِـبـه مـانکـن ، میهراسـمهــراس از جـنـگ و درگـیـری رو در رو نـباشـدمـن از تـیغِ بـزن در رو ، ولـیکـن ؛ میهـراسـمخـوشـی مـرد و صـفـا دفنـست در گـور زمـانـهمن از بیـل و کـلنـگِ دستِ گورکن ؛ میهراسمنـدارد بـیـم زبــان رُک ... امّــا ؛ مــغـرضـانــه :بگیرد خُـرده کـس ، پشت سـر مـن میهـراسماسیـر بنـد تـنهاییست ، تـنها ؛...

    ادامه مطلب
  • #فقرستان #یزدان_ماماهانی

  • نیلوبلاگ

    اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهامخارم ولی به سایهٔ گل آرمیدهامبا یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشقهمچون بنفشه سر به گریبان کشیدهامچون خاک در هوای تو از پا فتادهامچون اشک در قفای تو با سر دویدهاممن جلو...

    ادامه مطلب
  • شعر دنیا / محمدعلی رستمی

  • نیلوبلاگ

    نمی دانم چرا دیگر من از دنیا نمی ترسمگمانم رو شده دستش از این زیبا نمی ترسمحقیقت می برد آیا و یا غرق مجازم منکه از افکار هول انگیزِ بی پروا نمی ترسمدر اینجا بس که رنجیدم فرو رفتم به تنهایینه از نوکر...

    ادامه مطلب
  • چند سروش کوتاه از محمد علی رضاپور

  • نیلوبلاگ

    1-رنج دادی مرا به ناوکِ ناز/رنج هایی که سالیان دراز .../گفته ام بارها؛ بگویم باز:/" دست من نیست؛ دوستت دارم."//2-چشمم آن قدر سوی ابرو نیست/اشتیاقش به زلف و گیسو نیست/روی او جز به عشق، نیکو نیست/بیدلِ ...

    ادامه مطلب
  • چند هایکو(واره) / محمدعلی رضاپور

  • نیلوبلاگ

    چند هایکو(واره) با پردازشی که گاهی از قواعد اصیل هایکو،بیرون می زند:1- با مضمون و شیوه ی پردازش هایکو(واره) اما در قالب شعری سروش:برکه، آرام؛ رام، بادِ خزان/نقش ها، بی نگاهِ رهگذران/شاعری در شبی….//و ...

    ادامه مطلب
  • محمد علی رضاپور / قلب مرا نشانه گرفتی؛ نیامدی

  • نیلوبلاگ

    این بار هم بهانه گرفتی؛ نیامدیقلب مرا نشانه گرفتی؛ نیامدیگفتی: بیا بیار دلِ پر بهانه رااما خودت بهانه گرفتی؛ نیامدیشاید که آمدیّ و ندیدم جمال دوستشاید مرا فسانه گرفتی، نیامدیآری؛ خیالِ خالِ تو، می ارز...

    ادامه مطلب
  • شعر هراس / یزدان_ماماهانی

  • نیلوبلاگ

    من از آرامش شبهای ترسان می هراسممن از آن خار بر دیوار چسبان می هراسمهراسی نیست از برخورد و شأن روستاییمن از فرهنگ شهرستان و استان می هراسماگر آپارتمانی با نمایی مرمری هستمن از بنیان نامیزان ویران می ه...

    ادامه مطلب
  • شعر نو نیمایی به زبان انگلیسی توسط محمدعلی رضاپور

  • نیلوبلاگ

    شعرعروضی فارسی-انگلیسی,، 21 ساله شد.(از آذر ماه سال 1377 تا حال، نخستین های عروض انگلیسی, را در چهار شاخه به وجود آورده ایم و امیدواریم با حمایت فرهیختگان بتوانیم روح شعرموزون فارسی را به ادبیات انگلیسی,...

    ادامه مطلب
  • محمد علی رضا پور / صاعقه، چشم بر زمین می دوخت

  • نیلوبلاگ

    محمد علی رضا پور(قالب شعری سروش)صاعقه، چشم بر زمین می دوخت/چشمکی زد. تمامِ جنگل سوخت/عشق، آتش در این میان افروخت/با دلِ کوچکی چه خواهد کرد؟//کوه وقتی سفید می پوشد/در دل من امید می جوشد/یادِ فردای جلگه...

    ادامه مطلب
  • محمدعلی رستمی / خیال خام وصالت

  • نیلوبلاگ

    برون نمی رود از دل خیال خام وصالتاگر چه رفته وصالت ولی خوشم به خیالتشبیه معجزه هستی پر از سوال و معماهنوز مانده به ذهنم جواب خیل سوالتبه پشت شهر تو مانده نزاع ماهی و دریادرون شهر تو یک کس نمی رسد به...

    ادامه مطلب
  • محمد علی رضاپور / چشمان بسته٬ باز و نظرباز می شوند

  • نیلوبلاگ

    محمد علی رضاپور : فردا که ناگهانچشمان بسته٬ باز و نظرباز می شوندبر بال خاطرات٬ نبینیم بار شرم!این هدیه نیست در خور چشمان آسمان....

    ادامه مطلب
  • محمد علی رضاپور / شرمناک از خطایم ای بانو!

  • نیلوبلاگ

    از جمالت نگفته ام چندان. شرمناک از خطایم ای بانو!چه کنم؟ جامعه پر از درد است. مرد دردآشنایم ای بانو! از تماشای شعر لبریزت، از نگاه تغزل انگیزتاز گذشت شکایت آمیزت، من پر از ماجرایم ای بانو! آن قدَرها ص...

    ادامه مطلب
  • محمد علی رضاپور / ترانه، خانه ندارد. بخوان ترانه سرا!

  • نیلوبلاگ

    ترانه، خانه ندارد. بخوان ترانه سرا! بخوان ترانه ی این دخترِ بدونِ سراترانه، خانه ندارد. چه کار باید کرد؟ دلی شبانه ندارد. چه کار باید کرد؟ شبانه، جوجه ی ناآشنا به بال زدن چو آشیانه ندارد، چه کار با...

    ادامه مطلب