خرید بک لینک
برون نمی رود از دل خیال خام وصالت

اگر چه رفته وصالت ولی خوشم به خیالت

شبیه معجزه هستی پر از سوال و معما

هنوز مانده به ذهنم جواب خیل سوالت

به پشت شهر تو مانده نزاع ماهی و دریا

درون شهر تو یک کس نمی رسد به کمالت

شبی که با تو نشستم شروع زندگی ام شد

شروع تازه ی شعرم ، سرودن از خط و خالت

ببین که منتظرم باز دوباره مست تو باشم

عزیز بتکده باشی نگاه من به جمالت

اگر چه چیده ای از باغ ما فراوان سیب

بگو ز باغ تو چینم کمی ز سیب حلالت

وصال شهر تو باشم کنار خلوت باران

دوباره دل بسپارم به سایه های خیالت

محمد علی رستمی / وصال میانه ای

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:46

صفحه بندی