
من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم میبندیچشمهایم پر اشک و نفسم واژه ی غمبی خیالی به نفسهای من و میخندیمن پر از ولوله ی داشتنت هستم و توروز و شب فکر سفر از دل بیتاب منیگشته ای شمع شب غیر,ودر خاطر منبطن این شام سیه را مه و مهتاب منیتن مرداب پر از لاله ی وحشی شده استمن ولی خسته ترین رهگذر مردابم ...
ادامه مطلب
تو کدوم کوهی که خورشید از تو دست تو میتابهچشمه چشمه ابر ایثار روی سینه تو خوابه تو کدوم خلیج سبزی که عمیق اما زلالهمثل آینه پاک و روشن مهربون مثل خیاله کاش از اول میدونستم که تو صندوقچه قلبتکلیدی داری برای درهای همیشه بسته کاش از اول میدونستم که تو دستای نجیبتمرهمی داری برای زخم این همیشه خسته تو ...
ادامه مطلب
برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر ...
ادامه مطلب
نازک دل آفریدند مانند لاله ما را وانگه به هم شکستند با سنگ ژاله ما را روزی که دست ایجاد می ریخت رنگ قسمت بر خون نوشته شد رزق مانند لاله ما را کی سرمه سایی شب آواز را کند پست شبها نمی توان دید بی آه و ناله ما را در دفتر شب و روز بسیار سیر کردیم افزود بی سوادی از این رساله ما را ما را...
ادامه مطلب