خرید بک لینک
من بفکر غزلی در خور چشمان تو أم
تو ولی چشم به شعر و غزلم میبندی

چشمهایم پر اشک و نفسم واژه ی غم
بی خیالی به نفسهای من و میخندی

من پر از ولوله ی داشتنت هستم و تو
روز و شب فکر سفر از دل بیتاب منی

گشته ای شمع شب غیر,ودر خاطر من
بطن این شام سیه را مه و مهتاب منی

تن مرداب پر از لاله ی وحشی شده است
من ولی خسته ترین رهگذر مردابم

برچسب: مرداب,لاله,وحشی, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 17:22

صفحه بندی