خرید بک لینک

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حکام ظلمت شب یلداست

نور ز خورشید جوی بو که برآید

بر در ارباب بیمروت دنیا

چند نشینی که خواجه کی به درآید

ترک گدایی مکن که گنج بیابی

از نظر ره روی که در گذر آید

صالح و طالح متاع خویش نمودند

تا که قبول افتد و که در نظر آید

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر

باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست

هر که به میخانه رفت بیخبر آید

حافظ شیرازی

____مطالب مرتبط : ____

:: اشعار حافظ شیرازی

برچسب: شعر مخصوص شب حنابندان,شعر مخصوص شب یلدا,شعر مخصوص شب, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 16:35

صفحه بندی