خرید بک لینک

صبح روزی پشت در می آید و من نیستم

قصــــــه دنیا به سر می آید و من نیستم

یك نفر دلواپســــم این پا و آن پا می كند

كاری از من بلكه بر می آید و من نیستم

بعد ها اطراف جای شب نشینی هایمان

بــوی یک سیگار زرمی آید و من نیستـــم

خواب و بیداری، خدایا بازهم در می زنند

نامه هایم از سفر می آید و من نیستــم

در خیابان، در اتاقم، روی كاغذ، پشت میز

شعـــر تازه آنقدر مــی آیـــد و من نیستم

بعد ها وقتی كـه تنها خاطراتم مانده است

عشق روزی پشت در می آید و من نیستم

هرچه من تا نبش كوچه می دویدم او نبود

روزی آخــــر یک نفر مــی آید و من نیستم

میثم امانی

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 21:33

صفحه بندی