خرید بک لینک

تنم تب تو كه دارد دلم فروزان است...
و واژه هاى وصال تو نورباران است

به بارگاِه بيانم تو حكم مى رانى
وزير وقت،وفادار و تحت فرمان است

سراى سبز سكوتم ترانه مى پوشد
نسيِم نرِم نگاِه تو تا گل افشان است

غروب غفلت غمناكمان اگر برسد
فضاى فاصله ها فجِر نوِر ايمان است

رداى رقص رهايى مناسب من نيست
كه كنج كلبه ى غم، روحِ عشق،رقصان است!

منم مسافر مست مسير معرفتت...
بگو ميان دل اين غزل چه پنهان است؟؟؟

غزل_آرامش

برچسب: غزلآرامش,دارد,فروزان, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 14:25

صفحه بندی