خرید بک لینک

سعدی شیرازی :


امیدوار چنانم که کار بسته برآید
وصال چون به سر آمد فراق هم به سر آید


من از تو سیر نگردم و گر ترش کنی ابرو
جواب تلخ ز شیرین مقابل شکر آید


به رغم دشمنم ای دوست سایهای به سر آور
که موش کور نخواهد که آفتاب برآید


گلم ز دست به دربرد روزگار مخالف
امید هست که خارم ز پای هم به درآید


گرم حیات بماند نماند این غم و حسرت
و گر نمیرد بلبل درخت گل به بر آید


ز بس که در نظر آمد خیال روی تو ما را
چنان شدم که به جهدم خیال در نظر آید


هزار قرعه به نامت زدیم و بازنگشتی
ندانم آیت رحمت به طالع که برآید


ضرورتست که روزی به کوه رفته ز دستت
چنان بگرید سعدی که آب تا کمر آید

برچسب: امیدوار, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 2:48

صفحه بندی