خرید بک لینک

1 1 :

اشکها آهسته ملغزند بر رخسار زردم

آرزو دارم روم جایی که دیگر بر نگردم

شاه مرغان چمن بودم ولی چون بوم بیدل

ناله ای گر داشتم در گوشه ی ویرانه کردم

روز وشبها رهسپر گشتند و افزودند دائم

شامها داغی به داغم روزها دردی به دردم

عهد کردم این پریشانی دگر با کس نگویم

گفت آخر با تو دردم اشک گرم و آه سردم

میروی و میروم پیمانه گیرم تا ندانم

من که 1">بودم؟ یا چه بودم؟ یا چه 1 یا چه 1

عماد خراسانی

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 18:42

صفحه بندی