خرید بک لینک

قصه ی عشقِ غم انگیز، نمی فهمیدیم!
وسعت حادثه را نیز نمی فهمیدیم

زرد بودیم همه عمر ، ولی تا گفتند:
علّت زردی پاییز؟ نمی فهمیدیم!

نه ، نشد غارت یک دل بکنیم انگاری
ما به اندازه ی چنگیز نمی فهمیدیم!

سالها دربدرِ درک حقیقت بودیم
شمس را گوشه ی تبریز نمی فهمیدیم

فرقِ بین هوس و عشق کمی مبهم بود
از دو چشم دغل و هیز نمی فهمیدیم!

ما مترسک شده بودیم و چیزی غیر از
اتفاق ِسرِ جالیز نمی فهمیدیم

زندگی قصّه ی تلخی ست و مشکل این بود
قصّه ی تلخ و غم انگیز نمی فهمیدیم!

شاعر : " امید صباغ نو "

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 16:54

صفحه بندی