خرید بک لینک

دل در میان دلبران امشب خدایا میکند
گر مبتلای او شوی دانی چه برما میکند

ما در رهش چون مرغکان در خاک و خون پرپرزنان
او در کنار دیگران ما را تماشا میکند

در کوی آن خوشآب و گل هرکس مرا بیند خجل
آخر مرا دیوانه دل در شهر رسوا میکند

دیگر ز دست سوز تب نهروز داریم و نهشب
ما مردهایم او بیسبب امروز و فردا میکند

گر ره زند رندانهتر یک شب به جمع عاقلان
آنجا هزاران عاشق دیوانه پیدا میکند

تنها نه درد این و آن از فیض او یابد شفا
اینجا مسیح مرده را حتی مداوا میکند

با 1 دلحزین همچون غبارم ره نشین
از دست جوری کاین چنین آن سرو بالا میکند

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 15:42

صفحه بندی