خرید بک لینک

شعر فارسی از حبیب ساهر معروف به اولکر :

شب از نفس سرد چو افسونگر مرموز
صد نغمه و صد زمزمه در بیشه بر انگیخت
مهتاب عیان گشت چون افرشتهئی از دور
نورِ تر و کمرنگ سرِ آبِ روان ریخت

مرغان همه آسیمه سر از تابش مهتاب
یک یک ز نهانخانهی نیزار پریدند
نشنفته شب ، آهنگ روانپرور نیزار
در آب روان پردهی مهتاب دریدند

بس ماه برآمد ز پسِ پرده اسرار
بس شب سپری گشت، خوش آهنگ و فسونکار
لیکن تن سنگین و دل تیره ندانست
قدر شب مهتاب و شب وصلت دلدار

مهتاب فراز آمد و مرغان شباهنگ
از نور گریزان شده در سایه بخفتند
رفتند پس پردهی تاریکی و نسیان
چون خاطرهی بی اثر از یاد برفتند.

حبیب ساهر

2 آذر 1323

برچسب: شعر فارسی از شهریار,شعر فارسی از حافظ,شعر فارسی از آغاز تا امروز,انواع شعر فارسی از نظر قالب,شعر فارسی قبل از,معنی شعر ازادگی فارسی دوم راهنمایی,ازقالبهای شعر فارسی, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 2:34

صفحه بندی