خرید بک لینک

میلاد عرفان پور :

چنان که دست گدایی شبانه می لرزد
دلم برای تو ای بی نشانه می لرزد

هنوز کوچه به کوچه، حکایت از مردی ست
که دستِ بسته او عاشقانه می لرزد


چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می لرزد


چه دیده در که پیاپی به سینه می کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه می لرزد؟


هنوز از آنچه گذشته است بر در و دیوار
به خانه چند دلِ کودکانه می لرزد


دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست
که در جواب، زمین و زمانه می لرزد


ز من شکیب مجو، کوه صبر اگر باشم
همین که نام تو آرند شانه می لرزد

برچسب: میلاد عرفان پور,میلاد عرفان پور رباعی,میلاد عرفان پور شاعر,میلاد عرفان پور پاییز,میلاد عرفان پور,اشعار,میلاد عرفان پور بیوگرافی,میلاد عرفان پور, دیگری,میلاد عرفان پور غزل,میلاد عرفان پور رهبر, نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 16:40

صفحه بندی