بهترین شعرهایی که خوانده ام

متن مرتبط با «غزل جواد منفرد» در سایت بهترین شعرهایی که خوانده ام نوشته شده است

جواد مهدی پور / غوغای نگاه

  • نیلوبلاگ

    غوغای نگاه ..سر به زیر انداختم در آینه ، جای نگاهمثل مژگان سر نهم هر لحظه بر پای نگاهآبرویم را نمی ریزد به پایش ، آینهشرم می گیرد مرا در بر ، در اثنای نگاهغیرت آیینه را حیرت ، تلافی میکندگل نخواهد کرد از بلبل تمنّای نگاهرخنه در دل ، فتنه و آشوب بر پا می کندپای در کار ست دائم ، کار فرمای نگاهمحرم باغ تجلّی ساز ، چشمان مرادر حریم دل شود تا عالم آرای نگاهگوشه ی چشمان تو ، خنیاگر میخانه هاستساغر از خود می شود بی خود به مینای نگاهمی دهد بر باد روزی آه ، جاه ظلم راشوخ چشمان بلا را نیست پروای نگاهمردم آزاری نمی بیند کسی ، از چشم تومی بخور منبر بسوزان ست غوغای نگاهجواد مهدی پور بخوانید...

    ادامه مطلب
  • غزل آزادی / یدالله گودرزی

  • نیلوبلاگ

    غزل_آزادیچاره ی درد بشر در هر زمان شادی ستچهره ی غمگینِ من محتاجِ ازادی ستدر رهایی، سروها بی ترس می رویندهر کجا آزادی آمد، غرق آبادی استبنده ی انسان مشو، آزاد باش انسان!این سخن یک هدیه ی نابِ خدادادی استای جهان! فریاد کن شعر رهایی راگرچه براین دستها زنجیر ِ فولادی استغیر ِ آزادی که در من بال می گیردبودنم معمولی و رفتارِ من عادی استبا سراپای وجودم می زنم فریادچاره ی درد بشر درهر زمان شادی است#دکتر_یدالله_گودرزی #شاعران_معاصر بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پدرم! کله ی صبح است! برو! داد نزن / جواد بنی اسدی

  • نیلوبلاگ

    حَجَر از حافظه ها پاک شده...می فهمی؟؟پسرت صاحب ادراک شده ,می فهمی؟به خدا حق,همه ی آنچه تو می گویی نیست!پدرم!حضرت حق آنکه تو می جویی نیست!پدرم! ما همه در ظاهر دین بند شدیمهمگی منحرف از دین خداوند شدیمغربت عقل نمایان شده امروز پدر! نام عباس علی نان شده امروز پدر!دین نگفته ست ز خون شهدا وام بگیر!کربلا رسم کن از گریه کنان شام بگیر!شش دهه هر شب و هر روز سرش را کندنددر خفا آآه! به ریش همه مان می خندند!بردن نام علی رمز مسلمانی نیستدین به اینقدر عزاداری طولانی نیستعلی از قوت جهان لقمه ی نانی برداشتقدم خیر که برداشت نهانی برداشتجانفدا؟ شیعه؟ محب؟ دوست؟ کدامی ای دوست؟تو خودت حکم کن! اینجا چه کسی پیرو اوست؟؟مال مردم خوری و گردن کج پیش خدا؟؟در سرا با پری و توی حرم با مولا؟؟شیخ هامان به شکم بار...

    ادامه مطلب
  • صالح دُروند / هر تارِ موی تو غزلی عاشقانه است

  • نیلوبلاگ

    موی تو لشگری xadست برای ستمگریت پیداست موی مشکی xadات از زیر روسریت محصول قرن چندم هجریxad ست قامتت شاعر شده xadست رودکی از لهجهxad ی دریت می xadداد طعمِ چند تمشکِ رسیده را لبxad هام در برابرِ انگورِ عس...

    ادامه مطلب
  • سیمین بهبهانی / بانوی غزل شعر معاصر

  • نیلوبلاگ

    سیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست. پدرش عباس خلیلی (۱۲۷۲ نجف - ۱۳۵۰ تهران) به دو زبان فارسی و عربی شعر میگفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را ب...

    ادامه مطلب
  • میرزاده عشقی : غزل «دزد پاتختی»

  • نیلوبلاگ

    میرزاده عشقی : غزل «دزد پاتختی»هزار بار مرا مرگ به از این سختی استبرای مردم بدبخت، مرگ خوشبختی استگذشت عمر به جان کندن، ای خدا مُردمزدست این همه جان کندن، این چه جانسختی استرسید جان به لبم، هر چه دست و پا کردمبرون نشد، دگر این منتهای بدبختی استرجال ما همه دزدند و دزد، بدنام استکه دزد گردنه، بدنامِ دزد پاتختی استرجال صالح ما، این رجال خنثای اندکه از رجال دگر، امتیازشان لختی استزنان کشور ما زندهاند و در کفن اندکه این اصولِ سیه بختی، از سیه رختی استبمیر «عشقی» ار آسایش آرزو داریکه هر که مُرد شد آسوده، زنده در سختی است. ...

    ادامه مطلب
  • حنظله ربانی / غزل " مریم "

  • نیلوبلاگ

    غزل " مریم "بگو چگونه دل از من بریده ای مریمبه روی هر غزلم خط کشیده ای مریمدلم به راه جوابت نشسته اما توهنوز هم گل خود را نچیده ای مریمچه می شد آه ! بیایی ، بگویی ام ناگاهکه با دلم به تفاهم رسیده ای مریم* مگر رقم بزنم با تو باز نیماواردوباره " قصه ی رنگ پریده " ای مریمتو روسپید ترین واژه ی شب شعریکه آسمان غزل را سپیده ای مریمبیا صدای رسای سروده هایم باشبیا ، نگو که دل از من بریده ای مریمــــــــــ...

    ادامه مطلب
  • غزل آرامش / باز امشب اسير يک بغضم

  • نیلوبلاگ

    باز امشب اسير يک بغضمحرفها در سكوت زندانيستباز شب در رداى تيره ى خودحامل اشكهاى پنهانيستمى نويسم به رنگ خونِ دلمشعرهايم ضعيف و بيجان نيستسخت معتاِد اين قلم شده امترك اين اعتياد آسان نيست!يک سكوت عميق مى طلبمغرق باشم درون باور خويشتا برون سازم از تنم شايدجامه ى پاره پاره ى تشويشگرچه خون مى دود به چهره ى منبودنم سخت، رنگ مى بازدقصد من سازش است اما حيفدل من با سكون نمى سازد!درد را طرح شعر مى بينمآه ر...

    ادامه مطلب
  • غزل_آرامش / تنم تب تو كه دارد دلم فروزان است...

  • نیلوبلاگ

    تنم تب تو كه دارد دلم فروزان است...و واژه هاى وصال تو نورباران استبه بارگاِه بيانم تو حكم مى رانىوزير وقت،وفادار و تحت فرمان استسراى سبز سكوتم ترانه مى پوشدنسيِم نرِم نگاِه تو تا گل افشان استغروب غفلت غمناكمان اگر برسدفضاى فاصله ها فجِر نوِر ايمان استرداى رقص رهايى مناسب من نيستكه كنج كلبه ى غم، روحِ عشق،رقصان است!منم مسافر مست مسير معرفتت...بگو ميان دل اين غزل چه پنهان است؟؟؟غزل_آرامش ...

    ادامه مطلب
  • گلچین بهترین غزل های استاد شهریار

  • نیلوبلاگ

    عشق من با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو نداردبا لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد از عشق من به هر سو در شهر گفتگوئی استمن عاشق تو هستم این گفتگو ندارد دارد متاع عفت از چار سو خریداربازار خودفروشی این چار سو ندارد جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویمرو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد گر آرزوی وصلش پیرم کن...

    ادامه مطلب
  • غزلی بسیار زیبا از استاد شهریار / گلچین گل

  • نیلوبلاگ

    برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر ...

    ادامه مطلب
  • غزلی زیبا از صائب تبریزی

  • نیلوبلاگ

    دانستهام غرور خریدار خویش را خود همچو زلف میشکنم کار خویش را هر گوهری که راحت بیقیمتی شناخت شد آب سرد، گرمی بازار خویش را در زیر بار منت پرتو نمیرویم دانستهایم قدر شب تار خویش را زندان بود به مردم بیدار، مهد خاک در خواب کن دو دیدهٔ بیدار خویش را هر دم چو تاک بار درختی نمیشویم چو سرو بستهایم به دل بار خویش را از بینش بلند، به پستی رهاندهایم صائب ز سیل حادثه دیوار خویش را صائب تبریزی ____مطالب مرتبط : ____ :: گلچین اشعار صائب تبریزی ...

    ادامه مطلب
  • از غزلیات مشهور و معروف عطار نیشابوری

  • نیلوبلاگ

    برقع از ماه برانداز امشب ابرش حسن برون تاز امشب دیده بر راه نهادم همه روز تا درآیی تو به اعزاز امشب من و تو هر دو تمامیم بهم هیچکس را مده آواز امشب کارم انجام نگیرد که چو دوش سرکشی میکنی آغاز امشب گرچه کار تو همه پردهدری است پرده زین کار مکن باز امشب تو چو شمعی و جهان از تو چو روز من چو پروانهٔ جانباز امشب همچو پروانه به پای افتادم سر ازین بیش میفراز امشب عمر من بیش شبی نیست چو شمع عمر شد، چند کنی ناز امشب بودهام بی تو بهصد سوز امروز چکنی کشتن من ساز امشب مرغ دل در قفس سینه ز شوق میکند قصد به پرواز امشب دانه از مرغ دل...

    ادامه مطلب
  • جواد منفرد / شبیه اسب درونم دوباره رم کرده

  • نیلوبلاگ

    شبیه اسب درونم دوباره رم کرده ببین نبودی و وحشت چه با دلم کرده به لطف قوزم و مویی سپید بعد از تو شدم چو شاخه ی خشکی که برف خم کرده نپرس از تب و لرزم،نگو چه با من کرد همان که زلزله با خانه های بم کرده شب است و آینه جغدی کشیده است از من دو چشم بهت زده،صورتی ورم کرده تو نیمه ی من و من جسم جان به لب شده ام که روح پر تب و تابش به او ستم کرده بیا ببین که چه آشی برای من پخته همان کسی که برای تو چای دم کرده جواد منفرد...

    ادامه مطلب
  • جواد اسلامی : بچین میز قمارت را دل از من روی ماه از تو

  • نیلوبلاگ

    جواد اسلامی : بچین میز قمارت را دل از من روی ماه از تو بیا بردار بازی کن سفید از من سیاه از تو همیشه آخر بازی کسی که سوخت من بودم همیشه باخت با من بوده گاه از عشق گاه از تو تو رخ می تابی و من قلعه ات را آرزومندم خر است این اسب اگر یک لحظه بردارد نگاه از تو گل من فیل ما مست است و گاهی کجروی دارد نگیری خرده بر مستان اگر بستند راه از تو در این بن بست حیرانی کجا می رانی ام دیگر چه دارم رو کنم زیبای کافر کیش اه از تو ...

    ادامه مطلب