زندگی قافیه شعر من است
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:14
زندگی قافیه شعر من استشعر من وصف دل آرایی توستدر ازل شاید اینسرنوشت من بود می سرایم به امیدی که تو خوانیور نهآخرین مصرع منقافیهاش ، مردن بودحمید مصدق
شعری از زنده یاد نجمه زارع
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:14
تمام عمر من انگار در غم و درد است مرا غروب تو صد سال پیرتر کرده است تمام خاطرهها پیش روی چشم منند زبان گشوده به تکرار: او چه نامرد است ـ بیا و پاره کن این نامه را نمیبینی؟ دو سال میشود او نامهای نیاورده است…؟ همیشه گفتهام اما نمیشود انگار دل تو سخت مرا پایبند خود کرده است تمام میشود این قصه آه حرف ب...
علیرضا بدیع : شبیخون
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:14
از شبیخون تو دارم یادگاری بعد تو در دل من دانه شد باغ اناری بعد تو هیچکس فنجان اوقات مرا شیرین نکرد چای خوردم با زنان بی شماری بعد تو رفتی و مثل پلی متروکه در خود ریختم رد شده از استخوان هایم قطاری بعد تو ای که روزی سر به روی شانه هایم داشتی می برم بر شانه ام سنگ مزاری بعد تو علیرضا بدیع
مهدی فرجی : نه سراغی نه سلامی خبری می خواهم
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:14
نه سراغی نه سلامی خبری می خواهم قدر یک قاصدک از تو اثری می خواهم خواب و بیدار شب و روز به دنبال من است جز مگر یاد تو یار سفری می خواهم؟ در خودم هر چه فرو رفتم و ماندم کافیست رو به بیرون زدن از خویش، دری می خواهم بعد عمری که قفس وا شد و آزاد شدم تازه برگشتم و دیدم که پری می خواهم سر به راهم تو مرا سر...
اوحدی مراغه ای / قراری چون ندارد جانم اینجا
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:14
قراری چون ندارد جانم اینجا دل خود را چه میرنجانم اینجا؟ سر عاشق کلهداری نداند بنه کفشی، که من مهمانم اینجا مرا گفتی: کز آنجا آگهی چیست؟ چه میپرسی، که من حیرانم اینجا نه او پنهان شد از چشمم، که من نیز ز چشم مدعی پنهانم اینجا اگر بتوان حدیثی گوی از آن روی که من بیروی او نتوانم اینجا نگارینی که سرگردان...
مولانا محمد جلال الدین : ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:14
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جان فزا ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده ای موسی عمران بیا بر ...
حافظ شیرازی : الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:13
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم جرس فریاد میدارد که بربندید محملها به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزله...
مولوی : ای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:13
مولوی : ای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها ای آتشی افروخته در بیشه اندیشهها امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی مطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا در سینهها برخاسته اندیشه را آراسته هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا ای رو...
سعدی : اول دفتر به نام ایزد دانا
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:13
سعدی : اول دفتر به نام ایزد دانا صانع پروردگار حی توانا اکبر و اعظم خدای عالم و آدم صورت خوب آفرید و سیرت زیبا از در بخشندگی و بنده نوازی مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا قسمت خود میخورند منعم و درویش روزی خود میبرند پشه و عنقا حاجت موری به علم غیب بداند در بن چاهی به زیر صخره صما جانور از نطفه میکند شکر...