محمدعلی بهمنی / شعر دریا - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 7:07
xa0 دریا صدا که می زندم وقت کار نیست دیگر مرا به مشغله ای اختیار نیست xa0 پر می کشم به جانب هم بغضِ هر شبم آیینه ای که هیچ زمانش غبار نیست xa0 دریا و من چقدر شبیه ایم گرچه باز من سخت بی قرارم و او بی قرار نیست xa0 با او چه خوب می شود از حال خویش گفت دریا که از اهالی این روزگار نیست xa0 امشب ولی هوای...
از بهترین شعرهای کیوان شاهبداغی - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 7:07
xa0 شب آرامی بود می روم در ایوان تا بپرسم از خود ، زندگی یعنی چه !؟ مادرم سینی چایی در دستxa0 ، گل لبخندی چید ، xa0هدیه اش داد به من خواهرم ، تکه نانی آورد ، آمد آنجا ، xa0لب پاشویه نشست ،به هوای خبر از ماهی ها دست ها کاسه نمود ، چهره ای گرم در آن کاسه بریختو xa0به لبخندی تزئینش کرد هدیه اش داد به چ...
مولانا / دیوار گوش دارد آهستهتر سخن گو - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 7:07
خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را دامی نهادهام خوش آن قبله نظر را دیوار گوش دارد آهستهتر سخن گو ای عقل بام بررو ای دل بگیر در را اعدا که در کمینند در غصه همینند چون بشنوند چیزی گویند همدگر را گر ذرهها نهانند خصمان و دشمنانند در قعر چه سخن گو خلوت گزین سحر را ای جان چه جای دشمن روزی خیال دشمن در خانه ...
مولانا / جانا قبول گردان این جست و جوی ما را - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 7:07
جانا قبول گردان این جست و جوی ما را بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله تا گل سجود آرد سیمای روی ما را مخمور و مست گردان امروز چشم ما را رشک بهشت گردان امروز کوی ما را ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را از ما رسد سعادت یار و عدوی ما را شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم فح...
رباعیات ناب خیام نیشابوری - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 7:06
xa0 حکیم عمر خیام نیشابوری : با تو به خرابات اگر گویم رازبه زانکه به محراب کنم بی تو نمازای اول و ای آخر خلقان همه توخواهی تو مرا بسوز و خواهی بنواز ***** مي خوردن و شاد بودن آيين منستفارغ بودن ز كفر و دين دين منست گفتم به عروس دهر كابين تو چيستگفتا دل خرم تو كابين منست ***** از کوزهگري کوزه خريدم ب...
خیام نیشابوری / این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 7:06
xa0 این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت چون آب به جویبار و چون باد به دشت هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزی که نیامدهست و روزی که گذشت xa0 ........... نیکی و بدی که در نهاد بشر است شادی و غمی که در قضا و قدر است با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است xa0 از حکیم عمر خیام نیشابوری
محمد علی رستمی / از بس که تلمبار نمودم گله ها را - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 14:41
xa0 از بس که تلمبار نمودم گله ها را دیگر نبود حوصله ای حوصله ها را xa0 تا زودتر از شایعه آیم به سراغت بنگر که گره می زنم این فاصله ها را xa0 نه گفتن و راحت شدن ازمخمصه ها بود انکار نمودیم اگر ما بله ها را xa0 گفتی به غزل این سخن از عقل میندیش تا عشق کند حل همه ی مسئله ها را xa0 عاشق شدم و بیشتر از آ...
حسین جنتی : باید که ز داغم خبری داشته باشد - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 8:32
xa0 حسین جنتی : باید که ز داغم خبری داشته باشد هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش xa0در لشکر دشمن پسری داشته باشد حالم چو درختی است که یک شاخهxa0نا اهل بازیچه ی دست تبری داشته باشد سخت است پیمبر شده باشی و ببینی فرزند تو دین دگری داشته باشد xa0آویخته از گردن من شاه ک...
یغما گلرویی : دیدار - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:09
xa0 در وداع هر دیدارپی واژه ای می گردمبه جای خداحافظتا با آن بباورانم به خودکه دوباره دیدنت محال نیستحرفی شبیه می بینمتتا بعدبه امید دیدارحرفی که نجاتم دهداز هراس دوباره ندیدن تویغما گلرویی
حسین منزوی : ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش تر - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:09
xa0 حسین منزوی : ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش ترساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تربی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانیای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش ترجز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدمخطی اگر کشیدم ، نقش بر آب خوش ترخورشید گو نخندد ، صبحی تتق نبنددای برق خنده هایت ، از آفتاب خوش ترهر فصل ا...
علیرضا شتابی (باران): می بخشی اگر دل ز تو رنجاندم و رفتم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:09
xa0 علیرضا شتابی (باران): می بخشی اگر دل ز تو رنجاندم و رفتم چشمان غزل خوان تو خیساندم و رفتم افسوس که در برکه ای از اشک جدایی نیلوفر دل پای تو پیچاندم و رفتم من خاطره ی گنگ شبی با تو شدن را در دفتر دل خواندم و سوزاندم و رفتم دیوار و در خانه سراغ تو گرفتند تاعکس تو بر آینه چسباندم و رفتم شاید نکنی ب...
حمید مصدق : ای مهربانتر از من - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:09
xa0 حمید مصدق : ای مهربانتر از من با من در دستهای تو آیا کدام رمز بشارت نهفته بود ؟ کز من دریغ کردی تنها تویی مثل پرنده های بهاری در آفتاب مثل زلال قطره باران صبحدم مثل نسیم سرد سحر مثل سحر آب آواز مهربانی تو با من در کوچه باغهای محبت مثل شکوفه های سپید سیب ایثار سادگی است افسوس آیا چه کس تو را از م...
مژگان عباسلو : من بی تو نیستم، تو بی من چه میکنی؟ - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:08
xa0 من بی تو نیستم، تو بی من چه میکنی؟ بیصبح ای ستارهی روشن چه میکنی؟ xa0 شب را به خوابدیدن تو روز میکنم با روزهای تلخ ندیدن چه میکنی؟ xa0 این شهر بی تو چند خیابان و خانه است تو بین سنگ و آجر و آهن چه میکنی؟ xa0 گیرم که عشق پیرهنی بود و کهنه شد میپوشمش هنوز، تو بر تن چه میکنی؟ xa0 من شعله شعله دیدها...
مهدیه لطیفی : بند ِ دل ِ من - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:08
xa0 بند ِ دل ِ منبه لبخندهای تو بند استبرای دوست داشتنت امالبخندهایت را نهدلت را لازم دارماز شعبده باز هم کاری ساخته نیستگیرم طناب بکشد از دل من تا دل توگیرم با دستهایی به پهلو بازکه معلوم نیست برای حفظ تعادل استیا برای بغل کردن توتمام طناب را راه بروم و نیفتمیا گیرم این لبخند لعنتی اتسوژه ی معروف ت...
مولانا : ای دل چه اندیشیدهای در عذر آن تقصیرها - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:08
xa0 ای دل چه اندیشیدهای در عذر آن تقصیرها زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود چندین کشش...
مولانا : ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:08
xa0 مولانا : ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما پا وامکش از کار ما بستان گرو ...
دروغ مرگ کارو - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:08
xa0 دروغ مرگ کارو هنوز کاملا در قبر زندگی خودم جا به جا نشده بودم که یکباره احساس کردم دستی آشنا مضطرب وعصبانی سنگ قبرم را می کوبد لحظه ای بعد روح سر گردانم با دیدگان اشک آلود از لا بلای خاک قبر بکنارم غلطید بدون هیچ گقتگو دستم را گرقت واز زیر خاک بیرونم کشید نگاهی بسنگ قبرم افکنده گفت: ببین این بشر...
اشعار کارو دردریان - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 18:07
xa0 کارو دردریان : xa0 یک شبی در راه دوری، گرگ پیری بر زمین افتاد و مرد...لاشهٔ گندیدهٔ آن گرگ را کفتار خورددر دل غار کثیفی پیر کفتار، زمین مرگ را بوسید و خفت...قاصدی این ماجرا را با کرکسان زشت گفتجسم گند آلود کفتار را کرکسان، غارتگران خوردند...لرزه بر دامان کوه افتادسنگها بر روی هم هموار گشتکرکسان ...
ای مهربانتر از من - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 17:19
xa0 ای مهربانتر از من با من در دستهای تو آیا کدام رمز بشارت نهفته بود ؟ کز من دریغ کردی تنها تویی مثل پرنده های بهاری در آفتاب مثل زلال قطره باران صبحدم مثل نسیم سرد سحر مثل سحر آب آواز مهربانی تو با من در کوچه باغهای محبت مثل شکوفه های سپید سیب ایثار سادگی است افسوس آیا چه کس تو را از مهربان شدن با...
در وداع هر دیدار - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 17:19
xa0 در وداع هر دیدارپی واژه ای می گردمبه جای خداحافظتا با آن بباورانم به خودکه دوباره دیدنت محال نیستحرفی شبیه می بینمتتا بعدبه امید دیدارحرفی که نجاتم دهداز هراس دوباره ندیدن تویغما گلرویی