اصغر معاذی : انگار دستهای "تو" تب دارند! لرزی عجیب در تنت افتاده
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 0:46
اصغر معاذی :انگار دستهای "تو" تب دارند! لرزی عجیب در تنت افتادههـر چند بستهای چمـدانت را... مردی به پـای رفتنت افتادهxa0دیر است و کفشهای "تو" بیتابند بگذار فارغ از غم رفتنهاتـا چــند کـوچه بـدرقهات باشد دستی که دور گــردنت افتادهxa0دیگر میان بافهی موهایت انگشتهای شعلهور من نیستدر بــاد میروی و نمیدا...
رضا حیدری نیا / کار سخن از قافیه ی تنگ گذشته ست
-
تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 4:17
رضا حیدری نیا: کار سخن از قافیه ی تنگ گذشته ستاز شیشه ی ما هجمه ی صد سنگ گذشته ستاز داشتن و داشتنی بهره چه جویی؟تیمور هم از فتح خودش لنگ گذشته ستعشاق ،شناور همه چون ماهی این بحرطماع از این بحر چو خرچنگ گذشته ستقابیل شده قصه ی هابیل نوشتیمآسوده قلم از سر این ننگ گذشته ستدر سینه ی ما خیر و شری نیست از...
رهی معیری / ما نظر از خرقه پوشان بستهایم
-
تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 4:17
رهی معیری : ما نظر از خرقه پوشان بستهایمدل به مهر باده نوشان بستهایمجان به کوی می فروشان دادهایمدر به روی خود فروشان بستهایمبحر طوفان زا دل پر جوشِ ماستدیده از دریای جوشان بستهایماشک غم در دل فرو ریزیم ماراه بر سیل خروشان بستهایمبر نخیزد نالهای از ما "رهی"عهد اُلفت با خموشان بستهایم..#رهی_معیّری
گلچین اشعار ایرج جنتی عطایی 2
-
تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 1:08
به خاطر آور ، که آن شب به برمگفتی که : بی تو ، ز دنیا بگذرمکنون جدایی نشسته بین ماپیوند یاری ، شکسته بین ماگریه می کنمبا خیال توبه نیمه شب هارفته ای و منبی تو مانده امغمگین و تنهابی تو خسته امدل شکسته اماسیر دردماز کنار منمی روی ولیبگو چه کردمرفته ای و من آرزوی کسبه سر ندارمقصه ی وفا با دلم مگوباور ...
پروین دولت آبادی / خفتم به دامن غم جانسوز خویشتن
-
تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 1:08
پروین دولت آبادی : خفتم به دامن غم جانسوز خویشتنتا وارهم ز تیرگی روز خویشتن آن ناله که سردی جان اورد به باروان شعله که نیست سب افروز خویشتن آن غنچه ام که نسوخته بر شاخسار عمردل بسته ام به طبع غم اندوز خویشتن چون چنگ سرفکنده ام از نغمه های دردخو کرده ام به مویه ی پر سوز خویشتن آن قصه گوی، مرغ گرفتار ...
ایرج جنتی عطایی : کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشید
-
تاریخ: 1396/10/22 ساعت: 17:53
ایرج جنتی عطایی : کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم؟xa0پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم؟xa0 چرا به من شک میکنی؟ من که منم برای توxa0لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای توxa0 دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو؟xa0پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هقهقمو؟xa0 گریه نمیکنم نرو،xa0آه نمیکشم بشینxa0حرف نمیزنم بمون...
جلوه های صلح و دوستی در مبانی فکری مولانا و اشعار او
-
تاریخ: 1396/10/22 ساعت: 4:10
بشردوستی در اشعار مولاناxa0به مناسبت 19 آگوست، روز جهانی بشردوستی xa0 xa0 xa0 جلوه های صلح و آشتی در مبانی فکری مولانا و اشعار او xa0 مولانا در مثنوی معنوی و دیوان شمس در بیان جلوه های صلح و آشتی، از تناسب و سازگاری اضداد موجود در عالم شروع کرده و به صلح و آشتی انسان ها با یکدیگر و با خداوند که کامل...
چهار شعر تازه از شمس لنگرودی / در باره جنگ و صلح
-
تاریخ: 1396/10/22 ساعت: 4:10
چهار شعر تازه از شمس لنگرودی1. صلحدهانی استکه بی مضایقه آواز می خواندو گوشی بریدهپرچم جنگ را در میدانبرابر خانه ام بالا می برد. 2. اگر این نور برگرددو به خانه ام بیایداتاقم را پیدا می کنمو برای همیشه به خواب می روم. 3. آیا صلح سربازی فراری استکه پشت تپه ای از گل ها نشستهبا قمقمه اش از باران حرف می ز...
اقبال لاهوری : فرد را ربط جماعت رحمت است
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 18:06
برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر
بیوگرافی و زندگی نامه اقبال لاهوری
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 18:06
گرچه اندر بزم کم گويد سخن يک دم او گرمي صد انجمن بي پران را ذوق پروازي دهد پشه را تمکين شهبازي دهد با سلاطين در فتد مرد فقير از شکوه بوريا لرزد سرير از جنون مي افکند هويي به شهر وارهاند خلق را از جبر و قهر مي نگيرد جز به آن صحرا مقام کاندرو شاهين گريزد از حمام قلب او را قوت از جذب و سلوک پيش سلطان ن...
زهرا عاملی / من از زندگی تو هوات خستم
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:39
من از زندگی تو هوات خستمازت خستم و باز وابستم نگو ما کجاییم که شب بین ماستخودم هم نمیدونم اینجا کجاست بیا با هوای دلم سر نکنبهت راست میگم تو باور نکن از این فاصله سهم مو کم نکنبهت خیره میشم نگاهم نکن تو رنجیدی و دل ندادم بریخودم رو فراموش کردم تو یادم بری تو یادم بری، زندگیم سرد شهیه روز این پسر بچه...
عبدالجبار کاکایی : مستی نیلوفران صحرایی
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:39
عبدالجبار کاکایی :اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارمتورا نمی دهم از دست، تا توان دارم سری به مستی نیلوفران صحرایی«دلی به روشنی باغ ارغوان دارم» xa0 اگرچه مرده ای، ای عشق! نعش نامت راهنوز هم که هنوز است بر زبان دارم چراغ یاد تو را در کجا بیاویزمکز این کبود نفس گیر در امان دارم؟ میان سینه من آتشی است چون...
شعر کمتر منتشر شده از سهراب سپهری
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:39
نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد:«چه سیبهای قشنگی!حیات نشئه تنهایی است.»و میزبان پرسید:قشنگ یعنی چه؟_قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکالو عشق، تنها عشقترا به گرمی یک سیب میکند مأنوس.و عشق، تنها عشقمرا به وسعت اندوه زندگیها برد،مرا رساند به امکان یک پرنده شدن._ و نوشداروی اندوه؟_ صدای خالص اکسیر میدهد این ...
مریم حیدر زاده / ترانه اردیبهشت
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 19:17
زیبا تو که با مژت یه دنیا رو مات می کنییه دنیا رو قربونی چشمک چشمات می کنیتو که اگه کسی نخواد با تو مث آینه باشهبا داغی لحن نگات اون و مجازات می کنی نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشتبه عشق تو سرش بالاس ، ترانه ی اردیبهشت زیبا اگه موج صدات ، بلرزه ، رنگ غم بشهاز اون طراوت چشات اگه یه ذره کم بشه چیکا...
اردلان سرافراز / راز و نیاز عاشقانه
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 19:17
هر گوشهی این جهان تو را میجویمدر اوج سکوتم تو را میگویمای جان جهان و جانم از تو سرشاردست از طلب تو من مگر میشویمxa0 xa0 هر لحظه باتو بودن، یک شعر ناتمامهxa0خاموشی تو دریا، دریایی از کلامهxa0 دیدار تو غزلساز، دست تو زخمهی سازxa0چشم تو شهرxa0آواز، دریچهای به پروازxa0 راز و نیاز عاشق، محتاج گفتگو نیستx...
فریدون ایل بیگی : زیرو بم ها پیچ و خم ها کوچه های دوستی را می شناسم
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 19:17
فریدون ایل بیگی :زیروxa0بم هاپیچxa0و خم هاکوچهxa0های دوستی را می شناسم منxa0نقاب چهره ها راچهرهxa0ها را می شناسمچارxa0فصل دوستی رابادxa0را و برف را، سبزه، مگس را می شناسم منxa0پیام چشمها رامنxa0زبان قلب ها رامنxa0نیاز گوشها رافکرها، احساس ها را می شناسم با سکوت خویشمن نهضت دور و ناپیداترین نا گفته ه...
فاضل نظری : بگیر از من این هردو فرمانده را
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 19:17
فاضل نظری :بگیر از من این هردو فرمانده را"دل عاشق" و "عقل درمانده" را اگر عشق با ماست ؛ این عقل چیست؟بکُش! هم پدر هم پدر خوانده را تو کاری کن ای مرگ ! اکنون که خلقنخواهند مهمان ناخوانده را در آغوش خود "بار دیگر" بگیرمن این موج از هر طرف رانده را شب عاشقی رفت و گم کرده امدر شیشه ی عطر وامانده را ... ...
فاضل نظری : نه دل آزرده ، نه دلتنگ ، نه دلسوخته ام
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 19:17
فاضل نظری : نه دل آزرده ، نه دلتنگ ، نه دلسوخته امیعنی از عمر گران هیچ نیندوخته امپاسخ ساده من سخت تر از پرسش توستعشق درسی است که من نیز نیاموخته امروسیاه محک عشق شدن نزدیک استسکه قلب زیانی است که نفروخته امبرکه ای گفت به خود ، ماه به من خیره شده استماه خندید که من چشم به خودxa0 دوخته امشده ام ابر ک...
شعری از کتابِ (خیابان تشنه ی زمین خوردن است) " بارما شریبی "
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 19:17
می ترسم xa0!در خیابان سعدیxa0 عشق را ملامت کنندو در میدان حافظبه دار بیاویزند شاهنامه ای می شود فردوسیکه تا خیابان انقلابقلب شهر رادر بزرگراه های منتهی به آزادیمسدود می کند روی گسل زلزله آرام قدم بگذارنبض تهرانضعیف می زند از کتابِ (خیابان تشنه ی زمین خوردن است) " بارما شریبی "
ایرج جنتی عطایی : شب آشیان شبزده رسیدهام به ناکجا، مرا به خانهام ببر
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 19:17
ایرج جنتی عطایی : شب آشیان شبزده،xa0چکاوک شکستهپرxa0رسیدهام به ناکجا، مرا به خانهام ببرxa0 کسی به یاد عشق نیست،xa0کسی به فکر ما شدنxa0از آن تبار خودشکنxa0تو ماندهای و بغض منxa0 از این چراغ مردگیxa0از این بر آب سوختنxa0از این پرنده کشتن وxa0از این قفس فروختنxa0 چگونه گریه سر کنمxa0که یار غمگسار نیستx...