امید صباغ نو / مثل هرشب هوس عشق خودت زد به سرم
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 4:48
xa0 امید, صباغ, نو : مثل هرشب, هوس عشق خودت, زد به سرم xa0چند ساعت شده از زندگيم بی خبرم xa0 اين همه فاصله ، ده جاده و صد ريل قطار xa0بال پرواز دلم کو که به سویت بپرم؟ xa0 از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و
قربان ولیی / اعجـــــاب آوری ، به تو باید نگاه کرد
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 4:48
قربان, ولیی, : اعجـــــابxa0 آوری, ، به تو باید, نگاه, کرد از هوش می بری ، به تو باید, نگاه, کرد xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0این چشمها برای تماشای تو کم است xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 با چشمِ دیگ...
سهیل محمودی / از آسمان ابری ام تقدیر می بارد
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 4:48
سهیل, محمودی, : از آسمان, ابری, ام تقدیر, می بارد, xa0 یعنی دلِ من سرنوشت مبهمی داردxa0 xa0 xa0 دستم - که عمری بی طرف بود - از تو xa0، بعد از این ديگر نمی خواهد که آسان دست برداردxa0 xa0 xa0 مانند من - در رفتن و ماندن -
قاسم صرافان / اولِ روضــه ميـــــرسد از راه
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 4:48
قاسم, صرافان, : اولِ, روضــه ميـــــرسد از راه قدبلــند است و پرده ها كوتـــاه xa0 آه از آنشـب كه چشــمِ من افتاد پشـتِ پرده به تكه ای از مـــاه xa0 بچــه ی هيئـــتم منو حســــاس به دو چشـمِ تو و به رنگِ سيا
شانه هایت هست خانم کوه می خواهم چـه کار؟
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 4:48
شانه, هایت, هست خانم, کوه می خواهم, چـه کار؟, زلـــف وا کن جنــگل انبوه می خواهم, چـه کار؟, xa0 xa0" آه " xa0را بر عکس کردم xa0" ها " xa0کنم آیینه را نیستی آیینه ی بــی روح می خواهــــم چه کار؟, xa0 حامد عسکری
یدالله گودرزی (شهاب) / از قابِ خود بیرون بزن
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 4:48
از قابِ, خود بیرون, بزن ای مردِ تکراری !تا مثلِ چشمه بارها از خود شوی جاریپرواز کن، پرواز کن، از آسمان بگذرتا دست در دستِ خدای ِ خویش بُگذاریاز هفت وادی، هفت منزل، هفت شب رد شو !تا مست گردی زالتذاذِ کشف
حامد عسکری / بـذار گریـه رو پلـــکات دس بمالـــه
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 4:48
حامد, عسکری, : بـذار گریـه رو پلـــکات دس بمالـــه بذار هــــق هــق رو شونت پا بکوبه میگن اشکی که واسـه عشـــق باشـه نــمک داره بـــرای زخــم خوبــــــه xa0 اگـــه یه روز دیدی یه حــس مرموز مثــــه بختــ
عشق بیماری وخیمی بود، خلسهای بین مرگ و بی هوشی
-
تاریخ: 1397/2/19 ساعت: 19:47
عشق بیماری وخیمی بود، خلسهای بین مرگ و بی هوشیدردهای همیشه مشترکی، زخم بی بستر همآغوشیعشق یعنی هواییات بودن، عشق یعنی تو را نفس بکشم
سیمین بهبهانی / بانوی غزل شعر معاصر
-
تاریخ: 1397/2/14 ساعت: 15:58
سیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست. پدرش عباس خلیلی (۱۲۷۲ نجف - ۱۳۵۰ تهران) به دو زبان فارسی و ...
شعر ترانه / ای نوع بشر
-
تاریخ: 1397/1/27 ساعت: 17:50
شعر ترانه / ای نوع بشرای نوع بشر تا کی به ابناء بشر سودی ندهی ای نخل بی بار ثمر مگرزفرداخبرنداری که جزبه سرشورشرنداری چرابه جزحرص وآزشهوت - به سرهوای دگرنداری ندانستی ای بی خرد در جهان قدر آدمیت که از خلقت آدمی در طبیعت چه بوده حکمت که غیر آزار بینوایان - در آفرینش گهر نداری بدان که جز جای پای خالی ...
استاد شهریار در اشعار دیگر شعرا
-
تاریخ: 1397/1/27 ساعت: 17:50
شهریار در اشعار دیگر شعرا :هوشنگ ابتهاج : ترانه ی غزل دلکشم مگر نشنفتیکه رام من نشدی آخر ای غزال رمیدهخموش سایه که شعر تو را دگر نپسندمکه دوش گوش دلم شعر شهریار شنیدهنیما یوشیج : رازی است که آن نگار میداند چیسترنجی است که روزگار میداند چیستآنی که چو غنچه در گلو خونم از اوستمن دانم و شهریار میداند چی...
اشعار زیبای عطار نیشابوری / بانضمام بیوگرافی عطار
-
تاریخ: 1397/1/27 ساعت: 17:50
اي هجر تو وصل جاوداني اندوه تو عيش و شادمانيدر عشق تو نيم ذره حسرت &nbs
پوریای ولی / از دفتر عشق، راز میخوان و مگوی
-
تاریخ: 1396/12/2 ساعت: 16:51
پوریای ولی :از دفتر عشق، راز میخوان و مگویمَرکب پی این قافله میران و مگویخواهی که دل و دین به سلامت ببریمیبین و مکن ظاهر و میدان و مگویپوریای_ولیLet's block ads! (Why?)
سلمان ساوجی / جان من میرقصد از شادی
-
تاریخ: 1396/12/2 ساعت: 16:51
سلمان ساوجی :جان من میرقصد از شادی، مگر یار آمدهستمیجهد چشمم همانا وقت دیدار آمدهستجان بیمارم به استقبال آمد، تا به لبقوتی از نو مگر، در جان بیمار
مولانا بی نظیر است !
-
تاریخ: 1396/12/2 ساعت: 16:51
مولانا بی نظیر است !يك پروفسور فرانسوی در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت : من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و بر
ترجمه شعر خارجی / ییلماز_اردوغان
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 20:44
u200d تمام شعرهایی که سرودهامدیباچهی کتابیست که با تو میآغازدنگریستن به توهمچون خیرهماندن به کاغذیست سفیدکه مهیاست برای هر چیزینگریستن به توهمچون نگاه کردن به آب استو شرم کردن است از چهرهای که میبینینگریستن به تو همچون انکار تمام رویدادهای اتفاقیو فهم یک معجزهستنگریستن به توهمچونایمان آوردن است به آ...
#مهرداد_اوستا / بازآ که چون برگ خزانم رخ زردیست
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 20:44
بازآ که چون برگ خزانم رخ زردیستبا یاد تو دم ساز دل من دم سردیستگر رو به تو آوردهام از روی نیازیستور دردسری میدهمت از سر دردیستاز راهروان سفر عشق درین دشتگلگونه سرشکیست اگر راهنوردى ستدر عرصه اندیشه من با که توان گفتسرگشته چه فریادی و خونین چه نبردى ستغمخوار به جز درد و وفادار به جز دردجز درد که دانس...
امیر جان صبوری / متن شعر ترانه شهر خالی، جاده خالی ...
-
تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 20:44
شهر خالی، جاده خالی ...شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالیجام خالی سفره خالی ساغر و پیمانه خالیکوچ کرده دسته دسته آشنایان عندلیبانباغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالیوای از دنیا که یار از یار می ترسدغنچه های تشنه از گلزار می ترسندعاشق از آوازه دیدار می ترسدپنجه خنیاگران از تار می ترسدشهسوار ا...
شعر عاشقانه از فریدون مشیری
-
تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 4:42
شعر عاشقانه از فریدون مشیری :به خارزار جهان، گل به دامنم، با عشقصفای روی تو، تقدیم میکنم، با عشقدرین سیاهی و سردی بسانِ آتشگاه،همیشه گرمم همواره روشنم، با عشقهمین نه جان به ره دوست میفشانم شاد،به جانِ دوست، که غمخوار دشمنم، با عشقبه دست بستهام ای مهربان، نگاه مکنکه بیستون را از پا درافکنم، با عشقدوا...
جهان عاری از جنگ و غصه
-
تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 4:42
من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوماین جهان را عاری از هر غصه وغم میکشمبهر دلها مهربانی بی قراری یک دلیهر دلی را در کنار شاخه ای گل میکشماندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتریمن غنی را با فقیر، یکجا یکسان میکشمزشت وزیبا خالق وپروردگار ما یکیستزشت وزیبا ، پیش هم ، اما انسان میکشمعشق هایی که در آن بوی خیان...