عبدالجبار کاکایی / پرنده ای به نام مادر - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
عبالجبار کاکایی : مادر کنار باغچه تنها نشسته است سرشار از سکوت و مدارا نشسته است xa0 اشکش کبوترانه به سوگ کبوتري بر نرده هاي خيس تماشا نشسته است xa0 مادر فرشته اي ست که من فکر مي کنم بر روي خاک معجزه آسا نشسته است xa0 مادر پرنده اي ست که با بال هاي خيس بر شاخه ي شکسته ي رويا نشسته است xa0 مي ترسم آن...
وصیت نامه جالب یک پزشک متخصص - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر
شعر طنز خر / ایرج میرزا - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮔﻬﺮ ﺑﻮﺩﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﺮﯼ ﺭﻫﺎ ﮐﻦﺁﺩﻡ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﮐﻦ ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﻭ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻦﺯﺧﻢ ﺗﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﮐﻦ ﻧﻪ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﻮﺩﯾﻢﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﭼﻮ ﺑﻪ ﺭﺯﻕ ﺧﻮ
بیوگرافی و اشعار هالینا پوشویاتوسکا شاعر لهستانی - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
xa0هالینا پوشْویاتُوسْکا(زادهٔ ۹ مه ۱۹۳۵ در چستوهووا – درگذشتهٔ ۱۱ اکتبر ۱۹۶۷ در ورشو)شاعر و نویسندهٔ نامدار زن لهستانی و یکی از مهمترین چهرههای ادبیات مدرن لهستان است. بسیاری هالینا پوشویاتوسکا را جزو بهترین شاعران زن لهستان و همردیف برندهٔ جایزه نوبل، ویسلاوا شیمبورسکا میدانند. xa0 هالینا نخستین ش
علیرضا آذر / خواب دیدم که شعر و شاعر را - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
خواب دیدم که شعر و شاعر را هر دو را در عذاب میخواهی از تعابیرِ خوابها پیداست خانهام را...خراب میخواهی خانهام را خراب میخواهی؟ دست در دستِ دیگری برگرد دست در دستِ دیگری برگرد خانهام را خراب خواهی کرد چشم وا کردم از تو بنویسم لای در باز و باد میآمد... از مسیری که رفته بودی داشت موجی از انجـماد میآمـد....
بهترین اشعار فردوسی - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
حکیم ابوالقاسم فردوسی : (از اشعار آغازین شاهنامه فردوسی) دل روشن من چو برگشت از اویسوی تخت شاه جهان کرد روی که این نامه را دست پیش آورمز دفتر به گفتار خویش آورم بپرسیدم از هر کسی بیشماربترسیدم از گردش روزگار مگر خود درنگم نباشد بسیبباید سپردن به دیگر کسی و دیگر که گنجم وفادار نیستهمین رنج را کس خرید
حکیم ابوالقاسم فردوسی / وصیت خرد در شاهنامه فردوسی - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
حکیم ابوالقاسم فردوسی : وصیت خرد در شاهنامه فردوسی *************** کنون ای خردمند وصف خرد بدین جایگه گفتن اندرخورد کنون تا چه داری بیار از خرد که گوش نیوشنده زو برخورد خرد بهتر از هر چه ایزد بداد ستایش خرد را به از راه داد خرد رهنمای و خرد دلگشای خرد دست گیرد به هر دو سرای ازو شادمانی وزو
گلچین بهترین غزل های استاد شهریار - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
عشق من xa0با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو نداردبا لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد از عشق من به هر سو در شهر گفتگوئی استمن عاشق تو هستم این گفتگو ندارد دارد متاع عفت از چار سو خریداربازار خودفروشی این چار سو ندارد جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویمرو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد گر آرزوی وصلش پیرم ...
عاکف خراسانی / رفتی و در فراقت خاک سیه به سر شد - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
عاکف خراسانی : رفتی و در فراقت خاک سیه به سر شدxa0صحرا و کوه و هامون از آب دیده تر شدxa0گفتم مگر به گریه آرام گیرد این دلxa0دامان جامه تر شد احوال دل بتر شدxa0گفتم مگر به زاری عزمت دگر نمایمxa0هیچ اعتنا نکردی آن گریه ها هدر شدxa0رفتی و پیش چشمم تاریک گشت عالمxa0افلاک واژگون گشت دور جهان دگر شدxa0در ...
u200d"بادنجان بم آفت ندارد" - تاریخ: 1396/4/31 ساعت: 5:21
xa0u200d"بادنجان بم آفت ندارد" بیا ساقی بساط می فراز آرکه بی می زندگی لذت ندارد بزن بر آتش جان من آبیکه دیگه اشگم آن فرصت ندارد (مرا کیفیت چشم تو کافی است)چه غم گر باده کیفیّت ندارد
شمس لنگرودی - تاریخ: 1396/4/31 ساعت: 5:21
برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر
تو «شهریار» خمیدی به زیر بار گناهت / استاد شهریار - تاریخ: 1396/4/31 ساعت: 5:21
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهتشبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهتدر انتظار تو چشممxa0سپید گشت و غمی نیستاگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهتز گرد راه برون آ که پیر دست به دیواربه اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهتبیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاهنمیرمد مگر از توتیای گرد سیاهتبیا که جز تو سزاوار این کلاه و ...
اشعار سنگ مزار / اینجا جای ماست - تاریخ: 1396/4/31 ساعت: 5:21
روی سنگ قبری نوشته بود: تا که خفتــــیم همه بیدار شدندتا که مردیـــــم همگی یار شدند قدر آن شیـــشه بدانید که هستنه در آن لحظه که افتاد و شکست
"مهسا چراغعلی" شعری از کتاب "جنگل گریان" - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 0:23
گذشته ام را به باد داده امتا اندوهم را نشناسی مرا با رنگین ترین پیراهنم به یاد بیاور ای عشق من تمام فصل های سالام که در حیاط خانه ی تو رنگ به رنگ می شوم تو لحظه به لحظه در من زندگی کرده ای چگونه فراموشت کنم وقتی هرگز تو را به خاطر نسپرده ام!؟ xa0 تو در من جریان داری دشت چگونه رودی را که از دلش عبور ...
ناهید عرجونی / دوباره به من دروغ بگو - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 0:23
دوباره به من دروغ بگوبگو که رویاهایتمیان مرگ و منپرسه نمی زندتن ات را چند بار خلاصه کرده ایمیان تن آب و طناب؟چند بار مرد شده ایبه مرگ فکر کرده ایچند بار به منبه پیراهن ام که نباشد؟دروغ بگو قهرمانمگر یک مردچقدر می تواند راست بگوید!؟"ناهید عرجونی"xa0
مولانای جان / آنکه یافت مینشود آنم آرزوست! - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 15:16
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست xa0…………… ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست xa0…………… بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست xa0…………… گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست xa0…………… وان دفع گفتنت که ب...
سید محمد علی رضا زاده / شهر بر روی سر من عربی می رقصد - تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 15:42
در سرم دختر پیری عصبی می رقصدxa0 شهر بر روی سر من عربی می رقصد این جهان با همــه ی دغدغه هایش دارد روی یک جمجمه ی یک وجبی می رقصد سال ها رفته و از برق نگاه تـــو هنوز مرد دیوانه به سازی حلبی می رقصد مـــاه افتـــــاده بر آب و منـــم افتاده در آب اشک می ریزم و او نصفه شبی می رقصد کاش آغـــوش مرا عطر ...
شعری برای آتنا اصلانی ، کودک پارس آبادی - تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 15:42
xa0زندگی یک بازی استxa0زندگی خواب بد کودک احساس تو شدزندگی بغض دل توست به هنگام سحرزندگی قطره اشکی است فروریخته بر گونه توزندگی آن رازی است که نهفته است به چشم گل سرخ زندگی حرف نگفته است که تو می شنویزندگی یک رویاست که به خوابش بینیxa0زندگی دلهره و ترس درون دل توستxa0زندگی این همه استمن و تو می دانی...
سمیه قبادی / آسوده در من می نشینی،چای مینوشی - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 20:43
xa0 در خانه ات وقتی که داری شعر میخوانی عطرت زنی را میکشاند رو به ویرانی آسوده در من مینشینی،چای مینوشی با شعرهای تازه ات یک صبح بارانی زنهای زیبا شعرهای تازه ات هستند با شالها و روسری های زمستانی زنهای زیبا چکمه های قهوه ای دارند در کافه ای با صندلیهای لهستانی لبهای تو آشوبهای توأمان هستند چشمان تو...
حسین منزوی / با هیچ زن جز تو دلِ دریا شدن نیست - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 20:43
حسین منزوی : با هیچ زن جز تو دلِ دریا شدن نیست یاراییِ درگیر توفان ها شدن نیست در خورد تو، ای هم تو موج و هم تو ساحل! جز ناخدای کشتی مولا شدن نیست تو نور چشم مصطفی و کس به جز تو در شأن شمع محفل طاها شدن نیست تو مادر سبطینی و غیر از تو کس را اهلیّت صدّیقه ی کبری شدن نیست جز تو زنی را شوکتِ در باغ هست