مهدی سهیلی / مهلت ما اندک است و عمر ما بسیار نیست - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 13:59
مهلت ما اندک است و عمر ما بسیار نیستدر چنین فرصت مرا با زندگی پیکار نیست سهم ما چون دامنی گل نیست در گلزار عمریار بسیار است اما مهلت دیدار نیست آب و رنگ زندگی زیبا است در قصر خیالجلوه این نقش جز بر پرده ی پندار نیست با نسیم عشق،باغ زندگی را تازه دارورنه کار روزگار که نه جز تکرار نیستxa0
مادر مرا ببخش! / از مهدی سهیلی - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 13:59
فرزند خشمگين و خطا كار خويش رامادر! حلال كن كه سرا پا ندامتxa0است با چشم اشكبار، ز پيشم چو می روی سر تا به پای منxa0غرق ملامت است. xa0 هر لحظه در برابر من اشک ريختی از چشم پر ملال تو خواندمxa0شكايتی بيچاره من، كه به همه ی اشک های تو هرگز نداشت راه گناهمxa0نهايتی xa0 تو گوهری كه در كف طفلی فتادهxa0ای...
اشعار متداول کوچه بازاری - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 13:59
بالا ی پیشخوان روی طاقچه یک نانوایی سنگکی این شعر با خطی ناموزون قاب گرفتهشده که خبر از همان مصرع «به رویم بوسه ده اینک همانیم» می دهد. در حیرتم از مرام این مردم پست این طایفه زنده کش و مرده پرست تا هست به دولت بکشندش به جفا چون مرد به عزت ببرندش سر دست و در یک مغازه لوازم التحریر فروشی مفهوم همین ا...
چو معاملت ندارد سخن آشنا نباشد / شیخ اجل سعدی شیرازی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:25
نظر خدای بینان طلب هوا نباشدسفر نیازمندان قدم خطا نباشدهمه وقت عارفان را نظرست و عامیان رانظری معاف دارند و دوم روا نباشد به نسیم صبح باید که نبات زنده باشینه جماد مرده کان را خبر از صبا نباشد اگرت سعادتی هست که زنده دل بمیریبه حیاتی اوفتادی که دگر فنا نباشد به کسی نگر که ظلمت بزداید از وجودتنه کسی ...
غزل آرامش / باز امشب اسير يک بغضم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:25
باز امشب اسير يک بغضمحرفها در سكوت زندانيستباز شب در رداى تيره ى خودحامل اشكهاى پنهانيستمى نويسم به رنگ خونِ دلمشعرهايم ضعيف و بيجان نيستسخت معتاِد اين قلم شده امترك اين اعتياد آسان نيست!يک سكوت عميق مى طلبمغرق باشم درون باور خويشتا برون سازم از تنم شايدجامه ى پاره پاره ى تشويشگرچه خون مى دود به چهر...
غزل_آرامش / تنم تب تو كه دارد دلم فروزان است... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:25
تنم تب تو كه دارد دلم فروزان است...و واژه هاى وصال تو نورباران استبه بارگاِه بيانم تو حكم مى رانىوزير وقت،وفادار و تحت فرمان استسراى سبز سكوتم ترانه مى پوشدنسيِم نرِم نگاِه تو تا گل افشان استغروب غفلت غمناكمان اگر برسدفضاى فاصله ها فجِر نوِر ايمان استرداى رقص رهايى مناسب من نيستكه كنج كلبه ى غم، روح...
مولانا / گفتی بیا،گفتم کجا ؟ گفتی میان جان ما - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:34
مولانا :گفتی بیا،گفتم کجا ؟ گفتی میان جان ماگفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی که میخواهم توراگفتی که وصلت میدهم.جام الستت میدهمگفتم مرا درمان بده. گفتی چو رستی میدهمگفتی پیاله نوش کن. غم در دلت خاموش کنگفتم مرامستی دهی،با باده ای هستی دهیگفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی...
محمد علی رستمی / بیا که با تو شبی خلوت شبانه کنیم - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:34
برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر
فریدون مشیری / سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:34
من گرفتار شبم در پی ماه آمده امسیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام ، سیب دندان زده از دست تو افتاد زمینباغبانم که فقط محض نگاه آمده ام ، چال اگر در دل آن صورت کنعانی هستبی برادر همه شب در پی چاه آمده ام ، شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستندمن به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ، این همه تند مرو شعر مرا خس...
شعر پرستو از فریدون مشیری - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:34
شعر پرستو از فریدون مشیری :ستاره گم شد و خورشید سر زدپرستویی به بام خانه پر زددر آن صبحم ثفای آرزوییشب اندیشه را رنگ سحر زدپرستو باشیم و از دام این خاکگشایم پر به سویبام افلاکز چشم انداز بی پایان گردوندر آویزم به دنیایی طربناکپرستو باشم و از بام هستیبخوانم نغمه های شوق و مستیسرودی سر کنم با خاطری شا...
شعر سوزناک برای سنگ مزار پدر - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:34
شعر سوزناک برای سنگ قبر پدر : روشنی بخش دل هر با هنر باشد پدربهترین سرمایه از بهر پسر باشد پدر کس نمیداند مقامش را بجز یزدان پاکآسمان زندگانی را قمر باشد، پدر ........................................ دلتنگ تر از هر شب و هر روز شدم منبی مهر پدر، شمع پر از سوز شدم من تقدیر مرا بی سر و سامان و سپر کردم...
ترجمه شعر خارجی / پائولو کوئیلو - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 17:34
xa0 وقتی چيزی برای از دست دادن نداشتم، همه چيز را به دست آوردم. وقتی فروگذاشتم كسی را كه بودم، خودم را يافتم. وقتی خفت را شناختم و اما باز به راهم ادامه دادم، فهميدم در انتخاب سرنوشتم آزادم پائولو کوئیلو
حسن حبیبیان / اول از نفرت بزن بر دل پس از مردن بیا - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
""هیچاهیچ""از درم درتر درآ سرتر درآ ،چاچی کمانمن که مُردم می زنی این بار را باچی کمان؟عادتم بود از همان اول ببازم خویش راآمدی برگیر تیر زَهره را لاچی کمان یک گلستان خنده ی وحشی به دستت ناگهاناز درآ ،صد تیر در پهلو زن آپاچی کمان از تبار عشقم و این عشق نذر چشم توستدین من عشق است ها،دین شماهاچی کمان؟ د
شعر سوزناک استاد شهریار / رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
تو بمان و دگران xa0از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگرانرفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهندهر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسممحرم ما نبود دیدهی کوته نظران دل چون آینهی اهل صفا
فرامرز عرب عامری / جایی که عاشقانه به جانم خریدمت - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
هر روز می روم به مسیری که دیدمت جایی که عاشقانه به جانم خریدمت xa0 جایی که دیدم ای گل زیبا شکفته ای اما برای اینکه بمانی نچیدمت xa0 یادم نرفته است که چشمان خسته ام افتاده در نگاه تو بود و ندیدمت xa0 یعنی ندیدم آمده باشی برای من اما به چشم آمده ها می کشیدمت xa0 گر من خدات میشدم ای نازنین من اینxa0 گو...
محمد علی رستمی (وصال) / زیر باران - تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 5:58
[unable to retrieve full-text content] زیر باران که می روی دلم می خواست کاش می ایستادی ... تا به آب و آتش نزنم ! xa0 #محمدعلی_رستمی
محمد علی رستمی (وصال) / شوق دیدار - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 12:38
xa0از سر شوق ای رضا جان بر تو مهـمان آمدم خود طلب کردی به سویتxa0 از دل xa0و جان آمدم راه xa0تو مایل شده سوی دل ویـــرانه ام آشنای بارگاهم ، دیدهxa0 گریانxa0xa0 آمدم ای امید رحمت باران عشق سرمدی من کویری تشنهxa0کامم سویxa0باران آمدم اشک ها xa0جاری کنم xa0در دامن xa0آیینه ها تاxa0برای وصلxa0جانم بر خ...
درون قصه ی لیلا دلی نشانه کنیم / (وصال میانه ای) - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 12:38
برای گریه ی باران غمی بهانه کنیمدرون قصه ی لیلا دلی نشانه کنیمxa0سیاهی از شب و روزم رها نشد که نشدمیان صبح و سیاهی زهی کمانه کنیمxa0سکوت و حسرت و آهم مرا به درد آوردبیا انیس شبمxa0 خلوتی شبانه کنیمxa0به بغض هم بنوازیم و در سکوت شبتتمام زلف کجت را دوباره شانه کنیمxa0در امتداد نگاهت به وزن سوسن و یاسب...
شهریار / آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتی - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 19:18
آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتیای عجب از این طرفها هم گذاری داشتی xa0 راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیزیا که شاید با دل تنگم قراری داشتی xa0 مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربانبعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی xa0 سر به زیرانداختی و گفتی آهسته سلاملب فروبستی نگاه شرمساری داشتی xa0 خواستم چیزی بگ...
محمد رضا شفیعی کدکنی / ترانه اي بر لبان باديم - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:43
بگو به بارانببارد امشببشويد از رخغبار اين كوچه باغ ها راكه در زلالشسحر بجويدز بي كران ها حضور ما رابه جست و جوي كرانه هاييكه راه برگشت از آن ندانيم من و تو بيدار ومحو ديدار سبك تر از ماهتاب واز خوابروانه در شط نور و نرما ترانه اي بر لبان باديم به تن همه شرم و شوخ ماندن xa0به جان جويان ندانم از دور و...