گلچین اشعار فروغ فرخزاد - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 5:11
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد…و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی. xa0 زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت چهار بار نواخت امروز روز اول دیماه است من راز فصل ها را می فهمم نجات دهنده در گور خفته است و خاک، ...
سهراب سپهری / بزرگ بود و از اهالی امروز بود ( به یاد فروغ فرخزاد) - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 5:11
سهراب سپهریبزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود و پلکهاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد و دستهاش هوای صاف سخاوت را ورق زد و مهربانی را به سمت ما کوچاند به شکل خلوت خود بود و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را بر...
روزها ساعت ها دقیقه ها و ثانیه ها - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 5:11
روزها ساعت ها دقیقه ها و ثانیه هابرای آنهایی که شادهستند بسیار کوتاه است، برای آنهایی که نگرانند بسیار سریع است! برای آنهایی که چشم انتظارند بسیار آهسته و کُند است! برای آنهایی که غمگینند بسیار طولانیست! اما برای آنهایی که عاشقند وجود ندارد ! " میلاد کبیری شندی "
علیرضا بدیع / و من از آتش و از تار و پود پنبه تنت - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 5:11
و من از آتش و از تار و پود پنبه تنتچه دیدنی ست تو با من نبرد تن به تنتxa0من آتشم و تو از پنبه ای مراقب باشخدا نکرده نیفتد گذار من به تنتxa0دمی به آینه ها فوت کن بهاراندام !گلاب و عطر و ازین چیز ها نزن به تنت !xa0برای من یکی از چارخانه ها کافی ستکه میهمان بشوم روی پیرهن به تنتبرقص « معبد بشکوه چین » ...
سنایی غزنوی / الا ای لعبت ساقی ز می پر کن مرا جامی - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 5:11
سنایی غزنوی :الا ای لعبت ساقی ز می پر کن مرا جامیکه پیدا نیست کارم را درین گیتی سرانجامی کنون چون توبه بشکستم به خلوت با تو بنشستمز می باید که در دستم نهی هر ساعتی جامی نباید خورد چندین غم بباید زیستن خرمکه از ما اندرین عالم نخواهد ماند جز نامی همی خور بادهٔ صافی ز غم آن به که کم لافیکه هرگز عالم جا...
سيدعلي_صالحي / گاهي آنقدر بدم مي آيد - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 5:11
گاهي آنقدر بدم مي آيدكه حس مي كنم بايد رفتبايد از اين جماعت پرگو گريخت!واقعا مي گويم...گاهي دلم مي خواهد بگريزم از اينجا...حتي از اسمم! از اشاره، از حروف!از اين جهان بي جهت، كه ميا، كه مگو، كه مپرس...گاهي دلم مي خواهد بگذارم برم بي هرچه آشناگوشه ي دوري گمنام،حوالي جايي بي اسم...بي اسم خودم اشاره به ...
علی اکبر یاغی تبار / جنگل خبرنداشت،تبر اختراع شد - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 5:11
علی اکبر یاغی تبار :جنگل خبرنداشت،تبر اختراع شدشیطان خبرنداشت،بشراختراع شد(هابیل)ها مزاحم(قابیل)می شدندافسانه ی(حقوق بشر)اختراع شدمردم خیال فخرفروشی نداشتندشیءشبیه سکه ی زر اختراع شدفکرجنایت از سرآدم نمی گذشتتا این که تیغ و تیر و سپر اختراع شدبا خواهش جماعت علاف اهل دلچیزی به نام شعر و هنر اختراع شد...
گلچین شعر / کارو دردریان - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 5:11
شاعر : کارو دردریاندوش مست و بیخبر بگذشتم از ویرانهایدر سیاهی شب، چشم مستم خیره شد بر خانهای چون نگه کردم درون خانه از آن پنجرهصحنهای دیدم که قلبم سوخت چون جانانهای کودکی از سوز سرما می زند دندان به هممردکی کور و فلج افتادهای در یک گوشهای دختری مشغول عیش و نوش با بیگانهایمادری مات و پریشان مانده چون...
ایلناز حقوقی / تو عاشقانه ترین اتفاق ِ بارانی - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:21
تو عاشقانه ترین اتفاق ِ بارانیبه یاس های غزل پوش ِ عشق می مانیاز آسمان دعای من آمدی به زمینبرای هم نفسی با دو بال ِ پنهانیکه روسپید شوم پیش اشک های خودمهنوز مانده به غم آمدی و می دانیکه انتظار مرا سخت مضطرب کردهبگو که هستی و با من همیشه می مانیچقدر حال و.هوای نگاهت آرام استتو چشم های مرا از بری که م...
شعری کمتر منتشر شده از دکتر افشین یداللهی - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:21
یکروز می آیی که من، دیگر دچارت نیستماز صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستم یکروز می آیی که من، نه عقل دارم نه جنوننه شک به چیزی، نه یقین، مست و خمارت نیستم شب زنده داری می کنی، تا صبح زاری می کنیتو بی قراری می کنی، من بی قرارت نیستم پاییز تو سر میرسد، قدری زمستانی و بعدگل میدهی، نو میشوی، من در بهارت ...
تفنگت را زمین بگذار! / فریدون مشیری - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:21
تفنگت را زمین بگذارکه من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجارتفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهنمن اما پیش این اهریمنی ابزار بنیانکنندارم جز زبانِ دل، دلی لبریزِ مهر توتو ای با دوستی دشمن.xa0زبان آتش و آهنزبان خشم و خونریزی ستزبان قهر چنگیزی ستبیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شایدفروغ آدمیت راه در قلب تو بگشا...
محمد علی رستمی / بی قرار است قلم در دل طوفانی ما - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:21
xa0 بی قرار است قلم در دل طوفانی ما می نویسد دو سه خط شرح پریشانی ما ریشه از شاخه جدا چند رهی تیشه ما بند ها خسته از این وسعت زندانی ما گر چه گفتی که بپرسیم از آینده و حال چه دراز است علی خواب زمستانی ما نیمه شب بسکه علی بود و علی بود وعلی خشک شد طاقت آن چاه بیابانی ما آنچه گفتی و نگفتی اگر از دیده ...
امیرحسین آقایی / خفتگان شبیم و دور قمر میگردیم - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:21
شاعر : امیرحسین آقایی خفتگان شبیم و دور قمر میگردیم مثل نوریم به دنبال سحر میگردیم همچو دردیم آن سرمان نا پیدا استهمچو دارو به دنبال اثر میگردیمچون کلاغیم تا کنون پر بستهخستگانیم به دنبال خبر میگردیممثل دریای خروشان دائما در جنگیممردان زمینیم به دنبال خطر میگردیمفصل سردیم تماما یخبندانروح خاکیم به د...
گلچین اشعار رحیم معینی کرمانشاهی - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:21
xa0 مــــن چـه گـــــويم ، كـــــه راز دل مــــن پــــــــــي ببريدره بســـــر منــــزل شــــوريده دلان ، كــــــــــي ببريدســـــــاز آن ســــــوز نــــــدارد بنـــــالد بــــا مـــــــابهــــر تسكــــين دل ســـوختگـــــان ، ني ببريدهر كجا محفل گرمي است كه رنگي خواهدقدحي خون دل ما ، عوض مي ببريد......
بهجت الملوک الستی / جز تو ای دوست ندارم بخدا یارِ دگر - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:21
جز تو ای دوست ندارم بخدا یارِ دگرغیر فکر تو ندارم به سر افکار دگر بهرِ وصلت منِ دلداده ز جان میگذرمتا مگر دیده ببیند رُخِ تو بار دگر نازنین! یارِ تو بسیار، ولیکن چون منمی نیایی به جهان یارِ وفادار دگر نکشم پا ز سرِ کویِ تو هرگز، که مرانیست همچون تو به عالم گُلِ بی خار دگر مردم از غصٌهٔ هجران تو ای م...
کریم فکور / شب است و من شوق وصل تو را دارم - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:21
شب است و من شوق وصل تو را دارم xa0 چه غافلم کز تو چشم وفا دارم xa0 تو از کجا دانی کاندر دل پر شرر xa0 نیمه شب تا سحر ناله ها دارم xa0 یک نفس به دادم برس که غیر از تو کس ندارم، همای من xa0 یک نظر به رویم نگر شبی تا سحر فکن سایه ام به سر xa0 تا مگر از دو چشمم گهر در صدف بارم xa0 چه وعده ها که دادی، ام...
کریم فکور / من که فرزند اين سرزمينم - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:21
من که فرزند اين سرزمينم در پي توشه اي خوشه چينم شادم از پيشه ي خوشه چيني رمز شادي بخوان از جبينم قلب ما، بود مملو از شادي بي پايان سعي ما، بود بهر آبادي اين سامان خوشه چين، کجا اشک محنت به دامن ريزد خوشه چين، کجا دست حسرت زند بر دامان اي خوشا، پس از لحظه اي چند، آرميدن، همره دلبران خوشه چيدن از شعف،...
تن مرداب پر از لاله ی وحشی شده است - تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 17:22
من بفکر غزلی در خور چشمان تو أمتو ولی چشم به شعر و غزلم میبندیچشمهایم پر اشک و نفسم واژه ی غمبی خیالی به نفسهای من و میخندیمن پر از ولوله ی داشتنت هستم و توروز و شب فکر سفر از دل بیتاب منیگشته ای شمع شب غیر,ودر خاطر منبطن این شام سیه را مه و مهتاب منیتن مرداب پر از لاله ی وحشی شده استمن ولی خسته تری...
پائولو_کوئیلو / حکایت شیرین و جالب - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 13:59
برای عضویت در خبر نامه وبلاگ کافیست نام خودتان را در مستطیل اولی و ایمیل تان را در مستطیل دومی درج نمایید و سپس بر روی "ارسال به خبر نامه "کلیک نمایید تعداد اعضا 825 نفر
مطلبی بسیار زیبا وعرفانی از شمس تبریزی - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 13:59
آرام باش اما هوشیارآسوده باش اما آمادهلطیف باش اما بُرندهفروتن باش اما با صلابترقص مردان خدا لطیف باشد و سبکگویی برگ است که بر روی آب میروداندرون چون کوه و صدهزار کوهو برون چون کاه#شمس_تبریزی